فتوکده| عکس بازیگران , عکس نوشته , متن

  • امروز شنبه ۲۰ آذر


  • 

    راز پشمک حاج عبدالله (داستان واقعی)

    .داستان پشمک حاج عبدالله

     

      راز وقعی پشمک حاج عبدالله
     

     


     
    سایت فتوکده : سایتی برای همه سلیقه ها
     
     

    راز پشمک حاج عبدالله

    عکس صاحب پشمک حاج عبدالله,پشمک حاج عبدالله تبریز,

    حتما نام برند پشمک حاج عبدالله به گوشتون خورده؛ بعدش حتما یه خورده تعجب کردین و یا حتی خندیدین، اما راز نام گذاری این برند چیست ؟ این متن تاریخچه واقعی ای نشرکت بزرگ تبریزی است

     

    حکایت حاج عبدالله

     

    حکایت این داستان برمیگرده به  دهه ۱۳۳۰ زمانی که بچه های دبستان اکبریه تبریز توی زنگ تفریح از بوفه ی مدرسه و  از فراش مهربون مدرسه پشمک میخریدن عبدالله علیزاده معروف به حاج عبدالله مستخدم دبستان اکبریه تبریز بود که اصالتا از روستاهای نزدیک ارس که پس از قحطی و فراگیر شدن بیماری واگیردار وبا ناشی از حمله متفقین، تمام اعضای خانوادش رو از دست داده بود و سپس به تبریز مهاجرت کرده و در این دبستان به عنوان مستخدم کار میکرد.

     

    اما حاج عبدالله قصه ی ما به بچه های مدرسه علاقه وافری داشت چون خودش علاوه بر همسرش داغ سه کودک در همین سنین رو دیده بود، بچه ها توی زنگ تفریح از بوفه مدرسه پشمک میخریدن و هر کس پول نداشت از حاج عبدالله پشمک قرضی میگرفت

     

    پشمک قرضی

     

    اما حاج عبدالله با اینکه به همه جنس قرضی میداد اما هیچ دفتر ثبت بدهی نداشت، رفته رفته بچه ها از مهربونی حاج عبدالله سوء استفاده کردند و اصلا پول نمیدادند

     

    و برخلاف تصور حاج عبدالله، علی رغم درآمد به هیچ کس نه نمیگفت

     

    تا اینکه مدیر مدرسه با دیدن تمام بچه های پشمک به دست در ایام زنگ تفریح با پیگیری ماجرا از این قضیه باخبر شد و سر همه کلاسها حاضر شد و با صحبتهای دلسوزانه اش همه رو توجیه کرد با این وجود هنوز اندکی از بچه ها شیطنت میکردند و پشمک مفتکی از حاج عبدالله میگرفتند این منوال تا اوایل دهه چهل ادامه داشت

     

    تا اینکه حاج عبدالله درگذشت …

     

    تا اینکه در اواخر خردادماه ۱۳۴۱ حاج عبدالله به دلیل بیماری و کهولت سن درگذشت

     

    حاج عبدالله با اینکه توی تبریز غریب بود اما یکی از باشکوهترین تشییع جنازه ها رو داشت انبوهی از جمعیت که اکثرا هم جوان بودند و گریه میکردند حاج عبدالله ،بابای مهربون مدرسه رو تا قبرستان قدیم تبریز بدرقه کردند اما جالبتر اینکه هر پنج شنبه بر سر قبر حاج عبدالله و برای شادی روحش پشمک پخش میکردند و این منوال چندین سال و تا اوایل دهه پنجاه ادامه داشت.

     

    بله بچه های دبستان اکبریه داشتند قرضشان را به حاج عبدالله ادا میکردند

     

    دو پسر شیطون موسسان پشمک حاج عبدالله

     

    احسان البرزی و علی مردان طاهری موسسان پشمک حاج عبدالله دو تن از همان کودکان شیطونی هستند که هرگز بابت خوردن پشمک پول به حاج عبدالله نداده بودند

     

    و الان به یاد مهربونی و بخشش بی منت و همراه با لبخند حاج عبدالله فراش ، مستخدم دبستان اکبریه نام برند تجاری پشمک شرکت خودشون رو، حاج عبدالله گذاشتند.

     

    شادی روح این پیرمرد مهربون و همه مهربانان دنیا صلوات

     

    زندگی صحنه زیبای هنرمندی ماست
    هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
    صحنه پیوسته به جاست
    خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

     

    تاریخچه پشمک حاج عبدالله | راز پشمک حاج عبدالله | سایت فتوکده

    احسان البرزی و علی مردان طاهرییلی

    • فتوکده دات کام
    • ۳۰ تیر ۱۳۹۵
    • نظرات تایید شده : ۱
    ۱ نظر به ثبت رسیده است
    1. ناشناس در تاریخ چهارشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۵ گفته :

      بینظیر

      [پاسخ]

    نظر بدهید (نظرات بعد از تایید نمایش داده میشود)

    کپی برداری از سایت فتوکده ممنوع میباشد