بیوگرافی حمید سمندریان و همسرش هما روستا با ناگفته ها

بیوگرافی حمید سمندریان و همسرش هما روستا با ناگفته ها

بیوگرافی حمید سمندریان

حمید سمندریان متولد ۹ اردیبهشت ۱۳۱۰ در تهران، کارگردان، مدرس و مترجم بود

فارغ التحصیل رشته مهندسی شوفاژ سانترال در دانشگاه صنعتی برلین آلمان می باشد که از بازی در تئاتر شروع کرد و در ۲۳ سالگی گروه تئاتر خود را تاسیس کرد و توانست آثار ماندگاری در کنار معرفی نسلی از بازیگران نامدار ایرانی در آینده هنری ایران ایفا کند

شروع تئاتر

تئاتر را از دبیرستان و با حضور در کلاس های بازیگری اساتیدی چون حسین خیرخواه، شباویز و نصرت کریمی که زیر نظرعبدالحسین نوشین مدیریت می‌ شد، شروع نمود

عکس و بیوگرافی حمید سمندریان

موسیقی کنار آموزش هنرپیشگی

همچنین در دوران دبیرستان ویلون نیز می نواخت و از شاگردان محمود ذوالفنون، برادر بزرگتر جلال ذوالفنون بود اما گرایشش به سمت تئاتر به قدری بود که استادش از وی خواست وقتش را در کلاس ویلون تلف نکند و به سمت علاقه اش تئاتر برود

او نیز چنین کرد و بعد از آن چنان جذب تئاتر شد که وقتی برای موسیقی نمی‌ ماند و به همین خاطر موسیقی را کنار گذاشت

نقل مکان به آلمان

پس از اتمام دبیرستان به اروپا رفت و شروع به تحصیل در رشته مهندسی شوفاژ سانترال در دانشگاه صنعتی برلین آلمان کرد و بعد از پایان تحصیل به کنسرواتور عالی موسیقی و هنرهای نمایشی هامبورگ رفت و در آلمان به جای مهندسی تأسیسات سر از کلاس های مکس راینهاردت، کارگران و هنرپیشه اتریشی درآورد

بعدها برای آموزش جدی تر تئاتر به موسسه ادوارد مارکس، از برجسته ترین استادان تئاتر پیوست و ۶ سال زیر نظر این استاد به آموزش پرداخت و اصول و مبانی کارگردانی و بازیگری را آموخت و هم‌ زمان به صورت حرفه‌ ای در آلمان مشغول به کار شد

حمید سمندریان کیست و چه کارهایی کرد

معرفی به جامعه هنر تا بازگشت به ایران

سال ۱۳۳۹ در ۲۹ سالگی با اجرای نمایشنامه “دوزخ” نوشته ژان پل ساتر، خود را به جامعه هنری معرفی نمود و بعد از پایان دوره های تئاتر بنا به دعوت اداره هنرهای نمایشی دراماتیک اداره کل هنرهای زیبای ایران به کشور بازگشت و با اینکه به دنبال کارهای نمایشی بود ولی با رونق برنامه های تلویزیونی نخستین سفارش خود را که یک تله تئاتر به نام جراحی پلاستیک بود علی رغم میل باطنی اش در سال ۱۳۴۰ در ۳۰ سالگی برای تلویزیون ملی ایران کارگردانی کرد

در جلوی دوربین

او همچنین تله تئاترهای پلوفت (۱۳۴۰)، غروب روزهای پاییز (۱۳۴۲)، بازی استریندبرگ (۱۳۵۱)، خمره (۱۳۵۳)، ساعت شش در خیابان آتن و به سوی دمشق (۱۳۸۱) را برای تلویزیون کار کرد

بیوگرافی حمید سمندریان از شروع تا درخشش

راه اندازی سالن

سال ۱۳۴۱ به همراه تیم خود در اداره هنرهای دراماتیک یک سالن ۵۰، ۶۰ نفری را ساخت و نخستین اثر خود را که یک نمایشنامه به نام «دوزخ یا در بسته» نوشته ژان پل سارتر بود در این سالن به روی صحنه برد و سپس به ادامه کارهای نمایشی اش در این سالن پرداخت

تاسیس گروه تئاتر

سال ۱۳۴۲ در ۳۲ سالگی یک گروه تئاتر به‌ نام گروه هنری پازارگاد را با حضور پرویز پورحسینی، سعید پورصمیمی، پری صابری، اسماعیل محرابی، جمشید مشایخی، پرویز کاردان، محمد حفاظی، منوچهر فرید، ثریا قاسمی، اسماعیل شنگله و مهدی فخیم‌ زاده‌ تشکیل داد و خود در این گروه به عنوان کارگردان، حسابدار و یکی از بانیان فعالیت می‌ کرد

این گروه به شکل یک شرکت تعاونی فعالیت می‌ کرد و از آنجایی اداره هنرهای زیبا به دلیل گرایش رویکردشان به متون فرنگی حمایتشان نمی‌ کرد، دست به دامان انجمن‌ های ایتالیا، فرانسه، آلمان و روسیه می‌ شدند

ناگفته های زندگینامه شخصی حمید سمندریان

تاسیس هنرستان تا دانشکده تئاتر

سمندریان با همکاری مهدی فروغ هنرستان آزاد هنرهای دراماتیک که وابسته به هنرهای زیبای کل کشور بود، تاسیس نمود و سپس بنا به دعوت مهندس هوشنگ، مهدی برکشلی و با همکاری مهدی نامدار دست به بنیانگذاری دانشکده تئاتر دانشگاه تهران زد و در سال ۱۳۴۸ کار تدریس در دانشکده هنرهای زیبا را آغاز کرد

منع از دانشگاه تا باز کردن رستوران

بعد از انقلاب ۱۳۵۷ و در پی انقلاب فرهنگی همچون بسیاری از اساتید به دلیل سوظن به گرایش به کمونیسم به دلیل ترجمه “دایره کچی قفقازی” از فعالیت در حوزه دانشگاه منع گردید

بنابراین بعد از ممنوعیت از حضور در دانشگاه مجبور شد رستورانی برای خود باز کند تا خود و چند تن از دانشجویانش زندگی شرافتمندانه ای را از این طریق بگذرانند

حمید سمندریان در کنار پرویز پرستویی و عزت الله انتظامی

اتهامات و تبرئه

بعد از مدتی با وساطت شاگرد سابق خود، بهروز غریب پور، کارگردان و استاد نمایش عروسکی از اتهام گرایش به کمونیسم تبرئه شد و توانست به دانشکده هنرهای زیبا بازگردد

در نیمه نخست دهه ۱۳۷۰بنا به پیشنهاد عباس لطفیان سرگزی، ناصر باباشاهی رئیس دانشکده هنر و معماری دانشگاه تهران از حمید سمندریان برای راه اندازی گروه نمایش این دانشکده دعوت به عمل آورد و بدین ترتیب سمندریان پایه و اساس این گروه را بنا نهاد

آموزشگاه بازیگری

در سال ۱۳۷۳ در ۶۳ سالگی آموزشگاه بازیگری سمندریان را تاسیس کرد که هنرجویان بسیاری از آن‌ جا دانش‌ آموخته شدند و وارد عرصه حرفه‌ ای هنر گشتند، این آموزشگاه پس از درگذشت وی با حضور پسرش به کار خود ادامه داد

حمید سمندریان و شاگردانش مهدی سلطانی سروستانی

کار ترجمه گری

سال‌ ۱۳۴۰ غروب روزهای پاییز نوشته فردریش دورنمات را ترجمه کرد و بعد از آن نیز نماشنامه های دیگری همچون ازدواج آقای می سی سی پی، دایره گچی قفقازی، ملاقات بانوی سالخورده، باغ وحش شیشه ای، آندورا، فیزیکدان ها، فرشته ای به بابل می آید، رومولوس کبیر، مکبث و زندگی گالیله را ترجمه نمود

کارگردانی برای رادیو

سال ۱۳۴۱ نمایشنامه “غروب روزهای پاییزی” را برای رادیو صدای ایران ترجمه و کارگردانی کرد و در همان سال نمایشنامه های پنچری، همزاد و اقدامات وگا را نیز برای رادیو کارگردانی نمود

سال ۱۳۶۶ نمایشنامه فیزیکدان ها نوشته فردریش دورنمات و سال ۱۳۷۶ آنتیگون نوشته ژان آنوی را برای رادیوی بعد از انقلاب کارگردانی کرد

همکاری با بازیگران آلمانی

حمید سمندریان به دعوت رگن‌ برگ، استاد دانشگاه مونیخ و کارگردان تئاتر، به انستیتو گوته رفت و نمایشنامه‌ های بسیاری چون شهاب آسمانی، چگونه رنج‌ های آقای موکین پوت برطرف می‌ شود، پنچری، سانتا کروز، راهب و راهزن، خوزه، خشم شدید فلیپ هوتس، بالماسکه دزدان، دوزخ، ازدواج آقای می‌ سی‌‌ سی‌ پی، توراندخت و مرده‌ های بی‌ کفن و دفن را با بازیگران آلمانی بین سال‌ های ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۷ روی صحنه برد

فعالیت سینمایی

سال ۱۳۶۸ تنها فیلم سینمایی خود به نام “تمام وسوسه های زمین” را کارگردانی کرد که این فیلم مورد پسند منتقدان قرار نگرفت و عنوان شد بیش از حد تئاتری کار شده است و از این رو دیگر کار سینمایی انجام نداد

عکس حمید سمندریان و همسرش هما روستا

ازدواج و فرزندان

حمید سمندریان در طول حیات خود با خانم هما روستا، بازیگر سینما و تلویزیون ایران که از شاگردان وی ازدواج کرد و سال ۱۳۶۱ صاحب یک فرزند پسر به نام کاوه شدند

پیرو مکتب تئاتر آلمانی

حمید سمندریان پرورش یافته و شیفته تئاتر مدرن اروپا به خصوص تئاتر آلمان بود و آثار نمایشنامه‌ نویسان بزرگ آلمانی زبان را می‌ پسندید و سال ها به ترجمه برخی از آنها پرداخت و از این طریق درام‌ نویسان بزرگی چون ماکس فریش و فریدریش دورنمات به جامعهٔ هنری ایران معرفی شدند

او در سبک کارگردانی نیز پیرو مکتب تئاتر آلمان بود و در کارگردانی به نقش بازیگر بسیار اهمیت می‌ داد و بیش از هر چیز بر رهایی بازیگر از متن، تسلط او بر صحنه و انضباط سخت تأکید داشت و همین امر، اجراهای او را در آن سالها و در فضای متن‌ محور تئاتر ایران بسیار متفاوت کرد

همکاری با فروغ فرخزاد

سمندریان خود را نویسنده و ادیب نمی‌ دانست و در ویرایش، ترجمه‌ هایش همیشه از افراد صاحب‌ نظر کمک می گرفت، او برای تنظیم اشعار دو متن نمایشی خود، دایرهٔ گچی قفقازی و ملاقات بانوی سالخورده، با فروغ فرخزاد همکاری کرده بود

نمایشنامه نویسان مورد علاقه

فریدریش دورنمات و ماکس فریش دو نمایشنامه نویس سوئیسی هستند که سمندریان علاقه ویژه ای به آثار این اشخاص داشت و چندین اثر آنها را به زبان فارسی ترجمه کرده است

برتولت برشت، نمایشنامه نویش و شاعر آلمانی نیز یکی دیگر از نمایشنامه نویسان مورد علاقه وی بوده و او به نمایش‌ نامه “دایره گچی قفقازی” که درونمایه آن از داستان‌ های شرقی برآمده‌، علاقه‌ ای خاص داشت و این نمایشنامه را به فارسی ترجمه کرد و آن را به روی صحنه برد

همسر حمید سمندریان و شبنم فرشادجو

تجلیلات

۸ اسفند ۱۳۸۸ تماشاخانه شماره ۲ ایرانشهر در خانه هنرمندان ایران با همت معاونت اجتماعی شهرداری تهران و با حضور محمدباقر قالیباف شهردار وقت تهران، به پاس یک عمر حضور هنری سمندریان به نام این چهره نامدار عرصه هنر ایران نامگذاری شد

هم‌ زمان با این اتفاق نمایشگاهی از پوستر نمایش‌ های سمندریان در طول سال‌ ها کارگردانی نیز در خانه هنرمندان برپا شد و به گفته محمدباقر قالیباف قرار بر این شد که تندیس این هنرمند در «تماشاخانهٔ سمندریان» نصب شود

همچنین شهردار تهران از نمایشگاه پوستر و کاریکاتور سمندریان دیدن کرد و برای اجرای نمایش گالیله که سمندریان قرار بود اجرا کند، قول همکاری داد، علاوه بر این‌ ها، در این روز از کتاب «این صحنه خانهٔ من است» سمندریان نیز رونمایی شد

زندگینامه حمید سمندریان

وصیت نامه هنری

سمندریان اسفند سال ۱۳۸۶ در ۷۶ سالگی اجرای نمایش گالیله نوشته برتولد برشت را از وصیت‌ های هنری خود برشمرد

نمایشنامه ای که از سال ۱۳۶۰ در تلاش بود تا آن را به نمایش درآورد و با اینکه مقامات فرهنگی ایران بارها به او قول همکاری داده بودند و او بارها برای اجرای این نمایش تدارک دیده بود اما هر دفعه مانعی موجب توقف اجرای این نمایش شد

سرانجام این کارگردان نامی در مراسم بزرگداشت خود، در آخر فروردین‌ ماه ۱۳۸۹ اعلام نمود که ۷ سال پس از توقف تمرین‌ های نمایش گالیله، این اثر را در زمستان ۱۳۸۹ در سالن سمندریان تماشاخانهٔ ایرانشهر به صحنه می‌ برد ولی این حسرت وی برای به اجرا درآوردن این نمایش همیشگی شد

درگذشت

استاد حمید سمندریان که به بیماری سرطان کبد مبتلا بود سرانجام در ساعت ۵ بامداد روز پنچشنبه ۲۲ تیر ماه ۱۳۹۱ در ۸۱ سالگی در خانه خود از دنیا رفت

همه تئاتری ها شاگرد اویند

با وجود اینکه تئاتر نوین ایران توسط عبدالحسین نوشین بنا شده بود ولی خیلی ها بر این باورند که تئاتر در زمان سمندریان جدی‌ تر شد به‌ طوریکه تمام کسانی که از دهه ۱۳۴۰ به بعد در زمینه تئاتر در دانشکده‌ های تئاتر تهران تحصیل کرده‌ اند از شاگردان سمندریان‌ اند و در واقع کسی نیست که در عرصهٔ تئاتر ایران کار کند و به نوعی شاگردی وی را نکرده باشد

عکس سنگ قبر حمید سمندریان و هما روستا

مطلب مفید بود ؟ ۱۳ ۰

شما هم بخوانید