بازجویی FBI از چارلی چاپلین بخاطر فساد اخلاقی و کمونیسم
ماجرای بازجویی FBI از چارلی چاپلین
چارلی چاپلین نماد دوران طلایی هالیوود است؛ نه فقط به خاطر اینکه یکی از محبوب ترین چهره های سینما بود، بلکه چون او و آثارش بازتاب دهنده اوضاع اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آمریکا در دوران بین دو جنگ جهانی بودند
چاپلین یک مهاجر، یک نوآور و نمونه کامل «رویای آمریکایی» بود؛ کسی که از فقر به ثروت رسید با این حال، او از کمدی و شهرتش استفاده می کرد تا علیه مشکلات جامعه، مکارتیسم، فاشیسم و سرمایه داری سخن بگوید؛ چه به طور استعاری، چه کاملاً مستقیم
شخصیت پیچیده چاپلین، نابغه ای خلاق اما بعضاً خودشیفته، با روابط جنجالی با دختران بسیار جوان یا گاهی کم سن وسال بعدها توجه جدی «جی. ادگار هوور»، نخستین رئیس اف بی آی را جلب کرد
هوور مصمم بود او را به خاطر گرایش های کمونیستیِ ادعایی اش از هالیوود حذف کند و زندگی عاشقانه پرحاشیه چاپلین را دستاویزی برای تشکیل پرونده علیه او کرد
اما چه چیزی FBI را این قدر نسبت به چاپلین حساس کرده بود؟
شهرت چاپلین
جذابیت ذاتی، هوش تجاری و توانایی نوشتن، بازیگری، کارگردانی و آهنگسازی چاپلین، او را خیلی زود به ستاره ای جهانی تبدیل کرد
آغاز شهرت او مصادف با «دوران طلایی هالیوود» بود زمانی که این صنعت با نوآوری و تحول باعث شد هالیوود و ستاره هایش در جهان بدرخشند
از فیلم های صامت تا آثار ناطق، سینما در سراسر آمریکا محبوب شد و ستاره هایی مانند «چاپلین»، «برادران مارکس» و« تلولا بنکهَد» به چهره های جهانی تبدیل شدند
چاپلین در همکاری با استودیو کی استون، شخصیت نمادین «ولگرد» را خلق کرد، مردی با شلوار گشاد و سبیل معروف که خیلی زود محبوب ترین شخصیت سینمایی آن دوره شد و در آثار بسیاری آن را ادامه داد
سال ۱۹۱۷ او تبدیل به یک تهیه کننده مستقل شد و استودیوی خودش را ساخت و در جنگ جهانی اول، تور ملی برای حمایت از سربازان برگزار کرد و فیلم کمدی موفق «سلاح به دوش» را ساخت
در سال ۱۹۱۹ با «مری پیکفورد»، «داگلاس فربنکس» و «دیوید گریفیث» شرکت «یونایتد آرتیستس» را تأسیس کرد و فیلم های موفقی مانند «پسربچه» (۱۹۲۱)، «جویندگان طلا» (۱۹۲۸) و «روشنایی های شهر» (۱۹۳۱) را منتشر نمود
سخنرانی چاپلین در فیلم «دیکتاتور بزرگ»
در دوران پرآشوب بین دو جنگ، چاپلین بارها به خاطر گرایش های سیاسی اش مورد انتقاد قرار گرفت؛ از جمله حمایت از همکاری با شوروی یا تأیید برنامه های «نیو دیل»
او از رشد فاشیسم در اروپا به شدت نگران بود، در ۱۹۴۰ مهم ترین فیلمش، یعنی کمدی – سیاسی «دیکتاتور بزرگ» را ساخت؛ فیلمی که در آن نقش یک آرایشگر یهودی و همچنین دیکتاتور کشور خیالی «تومانیا» را بازی می کند؛ شخصیتی که آشکارا تقلیدی طنزآلود از آدولف هیتلر بود
سخنرانی پایانی فیلم که چاپلین بدون گریم شخصیت، مستقیم خطاب به مردم ادا می کند، دفاعی پرشور از انسانیت، آزادی خواهی و دموکراسی است و از مهم ترین لحظات تاریخ سینما به شمار می رود
این فیلم، با وجود حمایت و مخالفت شدید، یکی از بزرگ ترین آثار طنز سیاسی تاریخ شناخته می شود
دیدگاه های اجتماعی و سیاسی چاپلین
چاپلین در بسیاری از آثار و گفته هایش از بیکاری، فقر و گسترش جریان های راست افراطی در آمریکا و جهان انتقاد می کرد، شخصیت «ولگرد»، نماد انسانی فقیر در جامعه سرمایه داری بود که نشان دهنده همدلی چاپلین با طبقه کارگر است
همین دیدگاه ها باعث شد FBI به او بدبین شود؛ به خصوص چون چاپلین از مواضع ضد فاشیستی کمونیست ها چه در جنگ داخلی اسپانیا، چه در جبهه شرقی جنگ جهانی دوم – تمجید می کرد
او هرچند خود را کمونیست نمی دانست، اما در ۱۹۴۲ گفته بود: «من کمونیست نیستم، اما باید بگویم که خیلی طرفدار کمونیسم هستم»؛ جمله ای که باعث شد فشارها بیشتر شود
فیلم «مسیو وردو» و تشدید اتهامات
در جنگ جهانی دوم، چاپلین برای حمایت از شوروی خواستار بازشدن «جبهه دوم» شد و در گروه های دوستی آمریکا – شوروی فعالیت کرد
او دوست هایی داشت که مظنون به کمونیسم بودند و در مراسم دیپلمات های شوروی شرکت می کرد
فیلم «مسیو وردو» (۱۹۴۷) که نقدی تند بر سرمایه داری و جنگ بود، با واکنش شدید و حتی درخواست تحریم روبه رو شد و اولین فیلم شکست خورده چاپلین در آمریکا شد (با اینکه نامزد اسکار بهترین فیلمنامه هم شد)
وحشت سرخ و آغاز تحقیقات FBI
در دوران جنگ سرد، فعالیت های مترقی چاپلین و ارتباط های او باعث شد هدف موج ضدکمونیستی آمریکا قرار گیرد
FBI در ۱۹۴۷ رسماً تحقیقات درباره او را آغاز کرد؛ پس از اینکه چاپلین در اعتراض به محاکمه اعضای حزب کمونیست آمریکا شرکت کرد و «کمیته فعالیت های ضد آمریکایی» نیز او را محکوم کرد
چاپلین می گفت دولت با این رفتارها آزادی های مدنی مردم را زیر پا می گذارد اما علاقه FBI به چاپلین خیلی قدیمی تر بود؛ از سال ۱۹۲۲ او را به خاطر ارتباط احتمالی با کمونیست ها زیر نظر داشتند، دوستانش را بازجویی می کردند و حتی او را به نقض «قانون تجارت برده سفید» متهم کردند چون هزینه سفر معشوقه اش به ایالت دیگر را پرداخت کرده بود!
پرونده چاپلین در اف بی آی در نهایت ۱۹۰۰ صفحه شد؛ مملو از تهمت ها و شایعات. فیلم های «عصر جدید» و «دیکتاتور بزرگ» نیز به عنوان آثار «طرفدار کمونیسم» تفسیر شدند
تبعید و سال های پایانی
در ۱۹۵۲ چاپلین برای افتتاح فیلم «چراغ گاز» به لندن رفت اما درست پس از خروجش، دادستان کل آمریکا اجازه ورود دوباره او را لغو کرد و گفت برای بازگشت باید درباره دیدگاه های سیاسی و اخلاقی اش بازجویی شود
با اینکه دولت آمریکا مدرک محکمی علیه او نداشت، چاپلین تصمیم گرفت برای همیشه از آمریکا جدا شودT این تصمیم عملاً پایان کار او در هالیوود بود
او فقط یک بار، در سال ۱۹۷۲، برای دریافت اسکار افتخاری به آمریکا بازگشت و مانند قهرمان از او استقبال شد
چاپلین باقی عمرش را در سوییس گذراند و بیشتر وقتش صرف تدوین دوباره فیلم های قدیمی شد
در ۱۹۷۵ از سوی ملکه الیزابت دوم لقب «شوالیه» گرفت اما پس از چند سکته و بیماری های دوران پیری، در روز کریسمس ۱۹۷۷ درگذشت و میراثی ماندگار در سینما بر جای گذاشت































