بیوگرافی احمدرضا پوردستان و همسرش با داستان زندگی
بیوگرافی احمدرضا پوردستان از فرماندهان ارتش با عکس های همسرش و ناگفته های زندگی شخصی و سوابق نظامی او را می خوانید
بیوگرافی احمدرضا پوردستان و همسرش
احمدرضا پوردستان متولد 26 اردیبهشت 1335 در اهواز ، از فرماندهان ارتش می باشد
فارغ التحصیل فوق لیسانس دانشگاه افسری امام علی می باشد که از ورزش بسکتبال و بوکس وارد تکاوری ارتش شد سپس در جبهه به درجه جانبازی رسید
اعضای خانواده
در شهر مسجد سلیمان اهواز بعنوان فرزند پنجم در یک خانواده 9 نفری با 3 برادر و 4 خواهر به دنیا آمدم ، مادرم خانه دار و پدرم کارگر برق شهرداری بود
حقوق کارگری پدرم جوابگو نبود و بعنوان شغل دوم کارهای دیگری از جمله تعمیرات کولر انجام می داد ، یادم هست ما هم به او کمک می کردیم
در کنار ایشان ما پسران بعنوان افراد فنی بار آمدیم ، برق کاری و هم جوشکاری یادگرفتیم
فوتبال و بسکتبال
پسر سوم هستم ، برادر بزرگم در تیم دست اول آزمایش فوتبال بازی می کرد و برادر دوم من در تیم بسکتبال پاس متعلق به شهربانی حضور داشت
من اما در هر دو رشته بازی می کردم ، فوتبال را در تیم دسته دومی باشگاه بانک ملی بازی می کردم و بسکتبال را در باشگاه پاس بودم
عکس های احمدرضا پوردستان
در شرکت لوله فارسیت
کنار ورزش برای اینکه بتوانیم هزینه های خودمان را تامین کنیم در شرکت لوله سیمانی فارسیت مشغول بودم ، وقتی لوله ها از خط تولید بیرون می آمد سر لوله ها را با دستگاه الماسی تراش می دادیم
این کار چون نیاز به قدرت بدنی زیادی داشت بعنوان یک دوره بدنسازی برای ما بود که کمک می کرد در مسابقات فوتبال و بسکتبال با آمادگی بیشتری شرکت کنیم
از سپاه تا ارتش
در سال 1358 بنا بود به سپاه بروم ، دو دایی من که در کمیته بودند و دوستانی هم در سپاه داشتند گفتند ظرفیت پر شده و فعلا استخدامی نداریم
چند هفته بعد به پیشنهاد یکی از دوستانم که در باشگاه پاس بسکتبال بازی می کردیم برای استخدام راهی دانشگاه افسری شدیم و بعد از آزمون جزء نفرات بالا قبول شدیم
فرماندهی در جنگ
در سال 1362 بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه افسری بعنوان فرمانده گروهان پیاده مکانیزه در لشکر 92 زرهی اهواز راهی میدان نبرد شد
عکس بیوگرافی احمدرضا پوردستان
جانبازی
زمان حضور در جزیره مجنون و بازدید از یگان ها با خمپاره دشمن از ناحیه سر ، صورت ، دست و پهلو به شدت مجروح شد و تا دو ماه در بیمارستان اصفهان بستری بود
پس از جانبازی مدتی در عقیدتی سیاسی مسئول بود تا اینکه بعد از عمل دست و بازیابی توانایی دوباره به یگان رزمی بازگشت
ازدواج و فرزندان
احمدرضا پوردستان در سال 1366 وقتی 31 ساله بود در یک دیدار خانوادگی با همسرش آشنا و سال 97 با مهریه 12 سکه بهار آزادی باهم ازدواج کردند
همسرش خواهر شهید می باشد و ثمره این زندگی سه فرزند پسر بنام های امین ، مصطفی و جواد می باشد
احمدرضا پوردستان و همسرش با فرزندان
سوابق بعد از جنگ
بعد از پایان جنگ در سال 1371 دوره عالی و سپس در سال 1375 دوره دافوس را گذراند سپس سال 1378 تا 1379 با درجه سرهنگ ی فرمانده تیپ 25 تکاور شد
از سال 1380 با درجه سرتیپ دومی فرمانده لشگر 84 استان لرستان بود تا اینکه سال 82 تا 84 به مدت دو سال فرمانده لشکر 77 را برعهده داشت
پور دستان از سال 84 تا 85 فرمانده دانشگاه افسر امام علی بود سپس یکسال فرماندهی ارتش در استان های کهگیلویه و بویراحمد و فارس به وی سپرده شد
ایشان از سال 86 تا 87 جانشین فرمانده نیروی زمینی بود و از سال 1387 تا 1395 به مدت 8 سال با حکم رهبری فرمانده نیروی زمینی ارتش بود
در سال 1395 به جانشینی فرمانده کل ارتش منصوب شد تا اینکه سال 96 با روی کار آمدن سرلشکر موسوی از جانشینی ارتش به ریاست مرکز مطالعات و تحقیقات راهبری ارتش منتقل شدند
وظایف مرکز مطالعات
یکی از وظایف اصلی که بر عهده مرکز مطالعات راهبری است ، دیده بانی می باشد ، یعنی ما تحولات را رصد می کنیم که دچار غافلگیری راهبردی نشویم
حوزه های تکنیکی ، تاکتیکی ، عملیاتی کسانی دیگر مسئولش هستند اما حوزه هایی که باید نگاه بلند داشته باشند و دور را نگاه کنند مراکز مطالعات راهبردی هستند
نگاه های ده ساله ، بیست ساله و چهل ساله که ارتش دچار غافلگیری راهبردی نشود
برادران در سپاه
برادر وسطی من در سپاه پاسداران استخدام شد ، برادر بزرگم هم با اطلاعات سپاه همکاری می کرد ، با این شرایط ما خانوادگی در خدمت جنگ و دفاع مقدس بودیم
عکس های امیر احمدرضا پوردستان
دستگیری از سرباز
سالها پیش سرباز خوزستانی پس از اتمام دوره آموزشی برای انجام خدمت سربازی به شهر مشهد افتاد ، از طرفی ارادتش به آقا و از طرفی دیگر اوضاع بد مالی خانواده او را به شدت دلگیر و غمگین کرده بود
اولین شبی که مرخصی گرفت با همون لباس سربازی حرم آقا رفت تا درد دل کند و دلتنگیش رو به آقا بگوید ، ساعتها یک گوشه حرم نشست و اشک ریخت
زمانی که به کفشداری برگشت تا پوتین هایش رو بگیرد ، دید واکس زده و تمیز شدن !
کفشدارِ با جذبه با اون موهای جوگندمی ، وقتی پوتین هاش رو داد نگاهی به چشم سرباز که هنوز خیس و قرمز از گریه بود کرد و گفت چی شده سرکار که با لباس سربازی اومدی خدمت آقا؟
سرباز دلگیر و ناراحت می گوید ؛ من بچه خوزستانم و اونجا کمک خرج پدر پیر و خانواده فقیرم هستم و الان هیچکس رو ندارم که انتقالی بگیرم ، نمیدونم چکار کنم …
کفشدار خندید و گفت آقا امام رضا خودش غریبه و غریب نوازه ، نگران هیچی نباش ….
دو سه روز بعد از این ماجرا ، نامه انتقالی سرباز در تایم اداری به لشکر 92 آمد ، با شنیدن این خبر سرباز به شدت تحت تاثیر و شوک قرار گرفت چرا که جز امام رضا و اون کفشدار کسی از این موضوع خبر نداشت
از هرجا و از هرکی پرسید ماجرای انتقالی اش را نفهمید ، سرباز دوباره برای آخرین بار پابوس امام رضا رفت و به شهر خود بازگشت ، ولی نفهمید از کجا و توسط چه کسی کارش درست شده بود
چند سال بعد هنگام تماشای مانور ارتش از تلویزیون یک دفعه فرمانده نیروی زمینی رو هنگام سخنرانی دید ، چهره آشنا بود ؛ اشک در چشمانش حلقه شد
فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران ، امیر سرتیپ احمد پوردستان ! کفشدار حرم آقا و فرمانده وقت لشکر 77 خراسان بود ؛ فرمانده لشکری که کفش سربازش رو واکس زده و ترتیب انتقال او به شهرش را داده بود
بیوگرافی احمدرضا پوردستان و همسرش | فتوکده







































عبدالرحمان قنبرزهی
۲۷ فروردین ۱۴۰۵
سال 95 تیپ خاش اومدن بازدید و نصفه شب پاس استراحتم را مشغول تلاوت قرآن بودم که سرزده تشریف آوردن به زاغه مهمات و با دیدن من خیلی خوشحال شدن یه هفته بعدش تیر خوردم از ناحیه صورت که از گردنم خارج شد امیر تا باخبر شدن گفتند برم برای درمان تهران که به دلیل بحرانی بودن شرایط جسمانی نتونستم برم بعد ها که بهتر شدم و رفتم اجازه دیدار و زیارت با ایشون رو بهم ندادن تقریبا ده سال هست که تو خونه افتادم و همیشه حسرتم شده دیدارشون که اگه میزاشتن ملاقات شون کنم حتما جانبازی بهم میدادن
عبدالامیر
۱۴ بهمن ۱۴۰۴
سلام سال ۸۱ در منطقه دهلران ایشان رو از نزدیک زیارت کردم به اتیکتم نگاه کرد وگفت از ودام طایفه نعامیا هستین
علی میرزایی
۹ بهمن ۱۴۰۴
امیر دوستت دارم سرباز وطن کماندوی چوب به دست دیگه زیارتت نکردم خدا شما و همرزمان غیور وطن برای ما حفظ کند
مجید اسمعیلی زنجان
۸ فروردین ۱۴۰۱
تسلیت امیر عزیز روح فرزند عزیزتان شاد خدا ایشاالا صبر بده واقعا امیر عزیز دوست داشتنی هستند خودشونو هیچ نمی گیرند من عاشق امیر پوردستان هستم فدات بشم امیر عزیز خودمنم فرزند رزنده جانباز هستم پدرمنم بیش از ۹۰ ماه جنگ ایران عراق بودند
اسماعیل
۸ فروردین ۱۴۰۱
درودبر فرمانده با اخلاق و مهربان یادش بخیر تیپ ۲۵ پسوه سال ۱۳۷۹-۱۳۷۸ خدا حفظ کند شمارو
حاج رضا بسم الله
۸ فروردین ۱۴۰۱
سلام دوستان متاسفانه پسر ارشد امیر پوردستان فوت کردند ....و دیروز مراسم تشیع جنازه بود.....ایشان یکی از مردان بی ادعا هستند ...از ایزد منان برای امیر پوردستان طلب صبر جمیل خواهانیم....
مهدی تیموری
۷ فروردین ۱۴۰۱
بنده سال ۸۴ در لشگر ۷۷ خدمت کردم ،که ایشون فرمانده لشگر بودند .انسانی شریف و لایق .بنظرم لایق فرماندهی کل ارتش بودند و هستند
میثم جراح زاده
۷ فروردین ۱۴۰۱
درود بر بزرگ مرد خوزستان و ایران پسر عمه ی عزیزم احمدرضا پوردستان.
بازنشست ارتش
۶ فروردین ۱۴۰۱
درود بر مرد میدان جنگ ،،خیلی اقایی امیر
امیر
۶ فروردین ۱۴۰۱
بی هیاهو کار کردی و بی صدا ماندی درود خدا بر مردان بی ادعا مرد فراموش نشدنی
پیمانمنصوری
۲۸ دی ۱۴۰۰
سلامی از راه دور خدمت فرمانده لایق سرتیپ پوردستان عزیز من سال هفتادو نه سرباز بودم تیپ بیست وپنج تکاوران ممتاز پسوه بزرگ مردی که خودشو سرباز میدونست خاکی بود جمله معروفش من دست اون سربازی که سرپست زیر بارون برای من احترام میزازه میبوسم .امیدوارم موفق سلامت باشن
محمد حسن
۱۳ آذر ۱۴۰۰
درود بر امیر بزرگ خدا برای ایران و رهبر حفظتون کنه
مسعود اسدی
۲۹ مهر ۱۴۰۰
خدا حفظت کنه و عاقبت بخیر شوی.
هادی نامجوفر
۲۸ مهر ۱۴۰۰
من زیر سایه این مرد خدمت کردم کنار منزل یادش بخیر
اعتماد
۱۶ شهریور ۱۴۰۰
درود بر شرفت جوانمرد کاش ازنزدیک میدیدمت وبوسه بر دستانت میزدم
سلیمان روستایی
۱۶ شهریور ۱۴۰۰
فراموشت نمیکنم فرمانده . امیر سازندگی سال 1378 تیپ 25 تکاور . دوستت دارم .
زهرا پوردستان
۲۸ آبان ۱۳۹۹
فدات بشم پدربزرگ گلم کاش میومدی استان سیستان بلوچستان شهرستان ایرانشهر خونع بابا بزرگم مرادمحمد پوردستان ❤
سید مصطفی آل طه
۲۶ تیر ۱۳۹۹
خیلی دوست دارم امیر یعنی میشه روزی ببینمت الهی قربونت برم من
ممد
۲۶ تیر ۱۳۹۹
درود بر بزرگ مردان ارتش و سپاه