چه کسی واقعا کوروش را شکست داد و کشت با عکس

چه کسی واقعا کوروش را شکست داد و کشت با عکس

چه کسی  کوروش را شکست داد

برخی از منابع و روایت های تاریخی می گویند که ملکه «تومیریس» (تهم ریش)، رهبر قوم «ماساژت ها» توانست بر کوروش بزرگ، پادشاه امپراتوری پارس پیروز شود و او را از پای درآورد

کوروش بزرگ یکی از پهناورترین امپراتوری های تاریخ را پایه گذاری کرد، شاهنشاهی هخامنشی که قلمرو آن از بالکان در غرب تا مرزهای هند امتداد داشت، بخش بزرگی از اروپای شرقی و آسیای غربی را در بر می گرفت

درباره رویدادهایی که به مرگ کوروش انجامید، دیدگاه های مختلفی وجود دارد؛ اما مشهورترین روایت متعلق به «هرودوت»، مورخ نامدار یونانی است

داستان هرودوت، روایتی جذاب و پرکشش از نبرد، نیرنگ، انتقام و خون خواهی است؛ یک خصومت شخصی در دلِ جنگی بزرگ تر میان دو ملت

در ادامه این مطلب، با ما همراه باشید تا نگاهی به معمای شکست و فرجام کوروش بزرگ داشته باشیم

کوروش بزرگ که بود؟ با عکس

کوروش بزرگ که بود؟

به دلیل کمبود منابع موثق، بازسازی جزئیات زندگی کوروش بزرگ کار دشواری است

کوروش در سال ۵۵۹ پیش از میلاد، حکومت یک قلمرو محلی را به دست گرفت، در آن زمان پادشاهی کوچک او تحت سلطه امپراتوری ماد بود که پدربزرگش، «آستیاگ» (ایشتوویگو)، بر آن فرمانروایی می کرد

کوروش علیه مادها دست به شورش زد و پیروز شد؛ او از جان پدربزرگش گذشت و تمام اقوام پارسی را زیر پرچم فرمانروایی خود متحد کرد

اولین درگیری حکومت کوروش

نخستین رویارویی و درگیری شاهنشاهی هخامنشی با قوم «لیدیایی ها» [در غرب آناتولی (ترکیه امروزی)] زمانی رخ داد که پادشاه آن ها، «کرزوس»، به یکی از شهرهای تحت قلمرو پارس حمله کرد

پس از نبردی سهمگین، کوروش پایتخت لیدی را تصرف کرد، او به جای کشتن رقیب دیرینه اش، کرزوس را به عنوان مشاور خود منصوب کرد

در سال ۵۳۹ پیش از میلاد هم کوروش امپراتوری بابل را شکست داد و کنترل بخش اعظم خاورمیانه را به دست گرفت تا پیش از آغاز جنگ با ماساژت ها ها، قلمرو کوروش به پهناورترین امپراتوری جهان باستان تبدیل شده بود

سکه های کوروش

مدارایی مذهبی کوروش

در میان دستاوردهای کوروش بزرگ، رواداری و مدارای مذهبی او در سراسر امپراتوری جایگاه ویژه ای داشت

او به اقوام آواره و کوچانده شده اجازه داد تا به سرزمین های خود بازگردند، مناسک دینی شان را حفظ کنند و معابد خود را از نو بسازند

مشهورترین نمونه مکتوب این رویکرد در کتاب مقدس آمده است؛ یعنی زمانی که کوروش به یهودیان اسیر در بابل اجازه داد تا به یهودیه بازگردند و «معبد دوم» خود را بازسازی کنند

کوروش علاوه بر جنگاوری، مدیر و سیاستمدار کارآمدی بود؛ او قلمرو خود را به مناطق اداری مختلفی تقسیم کرد که به آن ها «ساتراپی» (شهربانی) می گفتند

راه سازی های گستره و راه اندازی سیستم پست کارآمد، این ساتراپی ها را به حکومت مرکزی متصل می کرد، این نظامِ ساختاریافته و نسبتاً پایدار، تا زمان مرگ کوروش در حدود سال ۵۳۰ پیش از میلاد، تحت فرمانروایی او برقرار بود

سرزمین های تحت سلطه کوروش

سرزمین های تحت سلطه کوروش

روایت هرودوت از عشق تا مرگ کوروش

مشهورترین روایت از فرجام و مرگ کوروش بزرگ در کتاب «تواریخ» هرودوت آمده که داستانی سراسر حماسی و تکان دهنده است

این روایت با تلاش های کوروش برای خواستگاری و ازدواج با ملکه تومیریس (که به تازگی بیوه شده بود) آغاز می شود؛ هدفی که پشت آن، نیّتِ پادشاه برای گسترش مرزهای قلمرو خود نهفته بود اما تومیریس دست رد بر سینه پادشاه پارس زد و تمام پیشنهادهای او را رد کرد

ملکه تومیریس (تهم ریش) فرمانروای جنگجوی قوم ماساگت بود، قبیله ای از اقوام ایرانی تبار و کوچ نشین سکایی که در آسیای مرکزی (حدود ترکمنستان، قزاقستان و ازبکستان امروزی، نزدیک رود سیحون) زندگی می کردند

کوروش که پیشنهادش از سوی تومیریس پذیرفته نشده بود، خود را آماده کرد تا با توسل به زور بر ماساژت‌ ها چیره شود، در این میان، «کرزوس» (مشاور کوروش) نقشه ای برای فریب دشمن طراحی کرد

کرزوس به کوروش گفت که ماساژت‌ ها با غذاها و نوشیدنی های شاهانه و مجلل آشنایی ندارند از این رو، پارسیان اردوگاه بزرگی برپا کردند و آن را از انواع غذاهای لذیذ و شراب فراوان انباشتند و خود عقب نشینی کردند

سپاه ماساژت‌ ها به فرماندهی «اسپارگاپیس»، پسر ملکه تومیریس، به این اردوگاه غنیمتی دست یافتند و مشغول عیش و نوش شدند

سربازان ماساژت ها که به نوشیدن شرابِ فراوان عادت نداشتند به شدت مست شدند در همین زمان، سپاهیان پارس ناگهان سر رسیدند، ماساژت‌ ها سست شده را شکست دادند و اسپارگاپیس را به اسارت گرفتند، پسر ملکه از فرطِ شرمساریِ این اسارت، دست به خودکشی زد

ملکه تومیریس که از شنیدن این خبر از فرط خشم و اندوه از خود بی خود شده بود، تصمیم گرفت شخصاً در میدان نبرد با کوروش روبرو شود

ماساژت‌ ها تمام راه های عقب نشینی را بر سپاه پارس بستند و سپس هجومی سهمگین را آغاز کردند، تومیریس ارتش خود را به سوی پیروزی هدایت کرد و در گیرودار همین نبرد، کوروش نیز کشته شد

سربازان ماساژت ها پیکر بی جان کوروش را در میدان جنگ یافتند و آن را نزد ملکه خود آوردند، تومیریس ظرفی را پر از خون کرد؛ سپس سرِ کوروش را در آن خون غوطه ور ساخت

او اعلام کرد که این کار را به عنوان تحقیر پیکر شاهنشاه و انتقامِ خونِ پسر عزیزش، اسپارگاپیس، انجام داده است

درباره سرنوشت بعدی ملکه تومیریس اطلاعات چندانی در دست نیست، اما همین روایت هرودوت از پیروزی او بر کوروش، نامش را در تاریخ باستان پرآوازه کرد

اگرچه پارس ها در این نبرد شکست خوردند، اما امپراتوری هخامنشی همچنان قدرتمند باقی ماند و تحت فرمانروایی پسر کوروش، «کمبوجیه دوم»، به حیات خود ادامه داد

عکس لحظه مرگ کوروش

روایت گزنفون از مرگ کوروش:

«گزنفون»، مورخ و فیلسوف دیگر یونانی، در کتاب خود به نام «کوروش نامه» (تربیت کوروش)، به شرح فرجام کوروش بزرگ پرداخته است، نگاه گزنفون به زندگی این پادشاه پارسی، رویکردی بیشتر فلسفی و اخلاقی دارد

در واقع، این مورخ یونانی کوروش را فرمانروایی بزرگ تصویر می کند که امپراتوری پهناوری را بنیان نهاد و اصلاحات گوناگونی را به اجرا درآورد، وقایع نگاری ها او را پادشاهی جنگجو و مقتدر نشان می دهند که همواره بر دشمنانش چیره می شد

برخلاف هرودوت، گزنفون معتقد است که کوروش در کمال آرامش و صلح به تخت پادشاهی پارس نشست

از آن مهم تر، او ثبت کرده که کوروش در پاسارگاد (پایتخت خود) به مرگ طبیعی و در آرامش درگذشته است، وجود بنایی در ایران امروزی که آن را آرامگاه کوروش بزرگ می دانند، این روایت را تقویت می کند

روایت کتزیاس از مرگ کوروش:

«کتزیاس»، دیگر نویسنده یونانی، روایتی از مرگ کوروش بزرگ به دست می دهد که به نسخه هرودوت نزدیک تر است، او نبردی را توصیف می کند که به دنبال شورش قوم «دربیک ها» شعله ور شد

با این حال، به گفته کتزیاس، در نهایت پارس ها پیروز میدان شدند؛ اما کوروش بر اثر اصابت زوبینی (نیزه کوتاه و سبک) که از سوی یکی از متحدان پارس ها پرتاب شد، به شدت زخم برداشت

او چند روز بعد بر اثر همین جراحت درگذشت و پیکرش برای خاکسپاری به پاسارگاد بازگردانده شد

روایت بروسوس از مرگ کوروش:

«بروسوس»، مورخ بابلی نیز در نوشته های خود به کوروش پرداخته است، او بر این باور بود که پادشاه پارس در آسیای مرکزی و حین نبرد با کوچ نشینان «داهه» جان باخته است

بروسوس نیز مانند دیگر راویان تأکید می کند که پیکر کوروش در پایتخت پارس دفن شده است، نکته عجیب و جالب اینجاست که هیچ روایت مکتوبی از خودِ پارسیان باستان درباره جزئیات زندگی و فرجام کوروش بزرگ به دست ما نرسیده است

مقبره کوروش

چرا یونانیان باستان شیفته کوروش بزرگ بودند؟

بیشتر داستان ها و روایت های پیرامون کوروش بزرگ را نویسندگان و فیلسوفان یونان باستان خلق کرده اند

یونانیانی چون هرودوت، در شهرهای کوچک خود (دولتشهرها) درباره فرمانروای امپراتوری پهناوری می نوشتند که اغلب با آن ها در جنگ بود اما چه چیز باعث شد که آن ها دیدگاهی تا این حد مثبت به او داشته باشند؟

از نظر این نویسندگان، کوروش نمادی از یک «فیلسوف شاه» (شاهِ حکیم) بود، شاید به عنوان یک بیگانه، کوروش همان فرمانروای آرمانی و ایده آلی بود که یونانیان باستان آرزو داشتند رهبران خودشان نیز شبیه او باشند

علاوه بر این، نویسندگان یونانی با ستایش کوروش، او را در تضادِ آشکار با پادشاهان بعدی پارس مانند داریوش و خشایارشا قرار می دادند؛ پادشاهانی که یونانیان آن ها را مستبد و ستمگر می دانستند

روایات مربوط به کوروش بزرگ با حجم زیادی از افسانه سرایی و اسطوره شناسی آمیخته شده است برای نمونه، هرودوت به پیشگویی های افسانه ای درباره تولد کوروش و تلاش نافرجام پدربزرگش، آستیاگ، برای کشتن او در کودکی اشاره می کند

شاید آنچه مورخان یونان باستان را شیفته خود کرد، رواداری و مدارای نسبی کوروش با دیگر ادیان و اقوام بود، برای مثال، دانشمندان امروزی از «منشور کوروش» به عنوان پیش درآمدی برای قوانین حقوق بشر یاد می کنند بر روی این استوانه سفالین، فرمانِ بازسازی معابد و بازگشت اقوام تبعیدشده به سرزمین هایشان در دوران کوروش حک شده است

با وجود داستان نبرد او با تومیریس و ماساژت‌ ها، کوروش در میان یونانیان به تساهل و انعطاف سیاسی شهرت داشت

اگرچه هیچ کس نمی توانست حکومت او را تهدید کند و جان سالم به در ببرد، اما کوروش بخشی از قدرت سیاسی خود را از طریق نوعی نظام فدرالی میان مناطق مختلف (همان ساتراپی ها) تقسیم کرده بود

البته تمام توصیفاتی که از کوروش بزرگ شده، ستایش آمیز نیست با این حال، او در زمان حیاتش و حتی پس از آن، چهره ای محبوب و پرطرفدار (همچون یک سلبریتی) بود که توجه دوستان و دشمنان را یکسان به خود جلب می کرد

کوروش بزرگ چه در آرامش درگذشته باشد و چه با شکست در میدان نبرد، میراث او هم در اسناد تاریخی و هم در تخیل و باور مردم زنده مانده است

او فرمانده نظامی موفقی بود، مدیری کارآمد و مقتدر به شمار می رفت و به خاطر رواداری اش شهرت داشت؛ ویژگی هایی که توانست یک امپراتوری عظیم را یکپارچه نگه دارد

شاید مهم ترین میراث پس از مرگ کوروش بزرگ این بود که امپراتوری او از هم نپاشید، یکپارچگی خود را حفظ کرد و در دوران جانشینانش نیز به گسترش خود ادامه داد

1 نظر برای این مطلب ثبت شده است:

نازنین

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵


هرودوت عزیزم وقتی حتا بزرگترین سپاه که فرماندش خودکشی کرده ملکه با چه قدرتی کوروش بزرگ رو شکست داده فقط با نفرت؟

شما هم بخوانید

پیشنهادی