۷ شهر ثروتمند دنیای باستان از روم تا چانگان و تخت جمشید
۷ شهر ثروتمند دنیای باستان
در روزگار باستان، ثروتِ شهرهای بزرگ از راه های مختلفی به دست می آمد؛ برخی از آن ها بر سر شاه راه های تجاریِ کلیدی بنا شده بودند
برخی دیگر، مرکز فرماندهیِ امپراتوری های پهناور بودند و ثروتشان را از طریق دریافت مالیات و خراج از سرزمین های دور تأمین می کردند
دسته ای دیگر نیز به این دلیل ثروتمند شدند که پایتخت بودند؛ یعنی جایی که حاکمان، تمام دارایی ها را در آنجا متمرکز کرده و هزینه های کلانی را صرف ساخت جاده، معبد، کاخ و بناهای عمومی می کردند
برای نمونه، روم با تکیه بر جنگ، مالیات و قدرتِ امپراتوری اش، به قلب تپنده یک قلمروِ عظیم تبدیل شد
اسکندریه از راه صادرات غله و تجارت در مدیترانه به نان و نوایی رسید، کارتاژ بر مسیرهای دریاییِ غرب چیره شد و شهر پترا از کاروان های تجاری که از عربستان و خاور نزدیک می گذشتند، سودهای کلانی به جیب زد
با این حال، این مقاله نشان می دهد که ثروتِ زیاد، همیشه ضامنِ بقا نبوده است، جنگ، تحولات سیاسی، چالش های زیست محیطی و تغییرِ مسیرهای تجاری، همگی در سقوط این شهرها دست داشتند
سرنوشت این شهرها به خوبی نشان می دهد که در دنیای باستان، ثروت چگونه انباشته می شد، چگونه به مصرف می رسید و در نهایت چطور از دست می رفت
روم (ایتالیا)
روم در دوران اوج خود تحت حاکمیت امپراتوری، ثروتمندترین شهر جهان باستان بود و جمعیتی داشت که احتمالاً از یک میلیون نفر فراتر می رفت
این شهر منابع خود را از سرزمین هایی که در سراسر اروپا، شمال آفریقا و خاورمیانه گسترده بودند، به دست می آورد، رشد آن با گسترش جمهوری روم در قرن سوم و دوم پیش از میلاد آغاز شد و ثروتش در اوایل دوره امپراتوری به اوج رسید
شکوفایی روم بر پایه فتوحات، مالیات و تجارت بنا شده بود، استان ها خراج خود را به صورت غلات، طلا و کالاهای لوکس پرداخت می کردند، در حالی که پروژه های عمومی مانند قنات ها، حمام ها و آمفی تئاترها، هم نشان دهنده مقیاس ثروت و هم بازتابی از نیاز سیاسی برای به نمایش گذاشتن آن بود
با این حال، نابرابری های بنیادین در جامعه روم، تکیه بر نیروی کار بردگان، فشار اداریِ ناشی از یک امپراتوری بیش از حد گسترده و تمرکز ثروت در میان معدودی از نخبگان، به بی ثباتی بلندمدت دامن زد
اسکندریه (مصر)
اسکندریه که در سال ۳۳۱ پیش از میلاد به دست اسکندر مقدونی بنا شد، به سرعت به یکی از ثروتمندترین شهرهای دنیای هلنیستی (یونانی مآب) بدل گشت
این شهر در دوران فرمانروایی بطلمیوس (سردار اسکندر) و وارثان او در دودمان بطلمیوسی، و بعدها در دوره ی سلطه ی رومیان، بندر اصلی مصر و گلوگاه حیاتی تجارت در دریای مدیترانه بود
ثروت اسکندریه در «غلات» ریشه داشت، مصر در آن زمان انبار غله ی امپراتوری روم به شمار می رفت و اسکندریه معبر اصلی صادرات حجم عظیمی از غلاتی بود که برای سیر کردن مردم رم فرستاده می شد
فراتر از نقش اقتصادی، این شهر با داشتن کتابخانه و موزه ی مشهور خود که دانشمندان را از سراسر جهان باستان به سوی خود می کشاند، به مرکز علم و تجارت تبدیل شد
اسکندریه همچنین شهری به شدت چندفرهنگی بود که در آن یونانیان، مصریان و یهودیان در کنار هم زندگی و تعامل می کردند
اگرچه اسکندریه در دوران تسلط رومیان همچنان اهمیت خود را حفظ کرد، اما بی ثباتی سیاسی و تغییر در الگوهای تجاری، به زوال تدریجی آن در اواخر دوران باستان منجر شد
با اینکه روایتِ «آتش سوزیِ بزرگِ کتابخانه» همچنان موضوع بحث و تردید است، اما از دست رفتن این گنجینه ی عظیمِ دانشِ جهان باستان، از اهمیت و اعتبار شهر به شدت کاست
امروزه اسکندریه همچنان یک شهر بندریِ مدرن است، اما آثار باستانیِ اندکی در آن به چشم می خورد؛ چرا که بخش بزرگی از شهرِ باستان، یا زیر خیابان های امروزی مدفون شده و یا به زیر آب رفته است
کارتاژ (تونس)
کارتاژ که توسط مهاجران فنیقی بنا شد، برای سلطه بر تجارت در غرب مدیترانه قد علم کرد
این شهر در سده های چهارم و سوم پیش از میلاد، با در اختیار داشتن کنترل مسیرهای دریایی و مستعمراتی در سراسر شمال آفریقا، اسپانیا و سیسیل، به یکی از ثروتمندترین شهرهای جهان باستان تبدیل شد
ثروت کارتاژ از راه بازرگانی، به ویژه در زمینه ی فلزات، محصولات کشاورزی و کالاهای تولیدی به دست می آمد
هویت این شهر با نیروی دریایی قدرتمندش گره خورده بود؛ نیرویی که از مسیرهای تجاری محافظت می کرد و امکان توسعه ی قلمرو را فراهم می ساخت، همین موفقیت ها کارتاژ را به رقیب مستقیم روم تبدیل کرد که در نهایت به جنگ های پونیک منجر شد
پس از شکست در سومین جنگ پونیک در سال ۱۴۶ پیش از میلاد، کارتاژ به طور کامل نابود شد
سقوط امپراتوری کارتاژ یکی از تکان دهنده ترین نمونه هایی است که نشان می دهد چگونه ثروت و قدرت می تواند زمینه ساز نابودی شود
این شهر بعدها تحت حاکمیت رومیان بازسازی شد و به عنوان پایتخت یک ایالت، اهمیت منطقه ای خود را بازیافت، اما هرگز دوباره به رقیبی برای روم تبدیل نشد
امروزه گردشگران می توانند از محوطه های باستانی آن در نزدیکی تونس بازدید کنند، هرچند آثار به جامانده از دوران اوج کارتاژ در زمان جنگ های پونیک، به سختی قابل تشخیص است
تخت جمشید (ایران)
تخت جمشید، پایتخت تشریفاتی امپراتوری ایران، برخلاف روم یا کارتاژ، یک شهر تجاری به معنای رایج آن نبود
این شهر نه یک مرکز بازرگانی محسوب می شد و نه جمعیتی متراکم داشت؛ بلکه در واقع صحنه ای برای نمایش قدرت امپراتوری بود که منابعِ قلمروی گسترده از مصر تا هند را بازتاب می داد
تخت جمشید که در دوره ی داریوش اول و جانشینانش ساخته شد، جایگاهی برای گردآوری و نمایش خراج های ارسالی از سراسر امپراتوری بود
نقش برجسته های این بنا، هیئت های نمایندگی را در حال آوردن هدایا نشان می دهند که سندی تصویری از ثروت و خراج های امپراتوری است
این شهر در سال ۳۳۰ پیش از میلاد به دست اسکندر مقدونی ویران شد و این حادثه پایانِ حاکمیت هخامنشیان را رقم زد
باوجود عمر نسبتاً کوتاهش، تخت جمشید همچنان یکی از آشکارترین نمادهای تمرکز ثروت امپراتوری و نمایش قدرتِ حاکمیت باقی مانده است
تخت جمشید در نزدیکی شهر شیراز قرار دارد؛ محوطه ای که بقایای باشکوه آن، با وجود باستانی بودن، به طرز خیره کننده ای به دلیل شرایط نگهداری، سالم باقی مانده اند
چانگان (چین)
چانگ آن با نام امروز شی آن (Xi’an) به عنوان پایتخت چندین سلسله ی چینی، از جمله «هان غربی»، یکی از بزرگ ترین و ثروتمندترین شهرهای جهان باستان بود
این شهر با نقشه ای بسیار دقیق طراحی شده بود و زندگی روزمره در آن، بر اساس قوانین منع آمد وشد و سلسله مراتب اجتماعیِ سخت گیرانه ای شکل می گرفت
چانگ آن نقطه ی پایانیِ جاده ی ابریشم در شرق بود و چین را به آسیای مرکزی و فراتر از آن پیوند می داد
ثروت چانگ آن از جایگاه آن به عنوان یک مرکز سیاسی و اداری و همچنین از تجارت های دوربرد سرچشمه می گرفت
کالاهای لوکسی مانند ابریشم و ظروف لاکی از این شهر به سمت غرب راهی می شدند و در مقابل، اسب، سنگ های قیمتی و تأثیرات فرهنگی وارد چین می گشت
این شهر پس از سقوط سلسله ی هان رو به افول نهاد و دیگر مرکز امپراتوری نبود؛ اما بعدها در دوره ی سلسله ی «تانگ» دوباره احیا شد
سلسله ی تانگ بر پایه های استواری که در زمان هان بنا شده بود (یعنی زمانی که شهر گره گاه حیاتی در مبادلات آفریقا-اوراسیا بود)، شکوه شهر را بازگردان
امروزه چانگ آن در قالب شهر مدرن شی آن (Xi’an) به حیات خود ادامه می دهد؛ شهری که در طول هزاره ها همواره مسکونی بوده و هنوز هم می توان ردپای نقشه ی باستانی آن را در دیوارهای شهر مشاهده کرد
پاتالی پوترا (هندو)
پاتالی پوترا که در دشت های حاصلخیز گنگ (در شمال هند امروزی) واقع شده بود، پایتخت امپراتوری «موریا» و بعدها امپراتوری «گوپتا» بود
شکوفایی این شهر از قرن پنجم پیش از میلاد آغاز شد و در قرن سوم پیش از میلاد، تحت فرمانروایی «آشوکا»، به اوج عظمت خود رسید
ثروت این شهر با موقعیت استراتژیک آن در نزدیکی رودخانه های بزرگ گره خورده بود که باعث رونق تجارت و کشاورزی می شد
گزارش های کلاسیک، از جمله نوشته های «مگاستن»، سفیر یونانی، این شهر را مرکزی پویا و مرفه توصیف می کنند که حدود ۱۴.۵ کیلومتر طول و ۲.۷ کیلومتر عرض داشت و با دیوارهای عظیم چوبی و برج های بلند محصور شده بود
زوال پاتالی پوترا با ابهاماتی همراه است، اما احتمالاً پس از سقوط امپراتوری موریا و با آغاز تمرکززدایی و عوامل محیطی نظیر سیل و تغییر مسیر رودخانه ها که اقتصاد را بی ثبات کرد، به تدریج آغاز شد
اگرچه این شهر برای قرن ها اهمیت منطقه ای خود را حفظ کرد، اما هرگز نتوانست سلطه ی پیشین خود را باز یابد
امروزه شهر مدرن پتنه (Patna) بر روی ویرانه های پاتالی پوترا بنا شده است، اما به دلیل سازه های اولیه که از چوب بودند، آثار بسیار اندکی از آن شهر باستانی باقی مانده است
پترا (اردن)
پترا، پایتخت پادشاهی «نَبَطی ها»، یکی از منحصربه فردترین شهرهای ثروتمند جهان باستان بود
این شهر که در میان کوه های سنگیِ اردنِ امروزی تراشیده شده، به دلیل سیستم های پیشرفته ی مدیریت آب و نقش حیاتی اش در تجارت کاروانی به شهرت رسید
ثروت پترا از کنترل تجارت بخور، ادویه و سایر کالاهای لوکس به دست می آمد که از جنوب عربستان به بنادر مدیترانه منتقل می شدند
نبطی ها با ایجاد سیستمی هوشمندانه برای جمع آوری و ذخیره ی آب باران، توانستند شهری پررونق را در دل بیابان بسازند؛ جایی که بازرگانان خسته، در قبال امنیت و دسترسی به آب، مبالغ کلانی پرداخت می کردند
با تغییر مسیرهای تجاری به سمت دریا و وقوع زلزله های ویرانگر، پترا به تدریج اهمیت خود را از دست داد و در نهایت برای قرن ها از دید جهانیان پنهان ماند
امروزه پترا یکی از عجایب هفتگانه ی جدید جهان است و به خاطر نمای خیره کننده ی «خزانه داری» (الخزنه) و مقبره های سنگی اش شناخته می شود
جمع بندی
ثروتمندترین شهرهای جهان باستان با معیارهای عددی و مشخص تعریف نمی شدند، بلکه ملاک ثروت آن ها، توانایی شان در فرماندهیِ منابع، انسان ها و ایده ها بود
هر یک از این شهرها، چه از طریق فتوحات و تجارت و چه از طریق مدیریت سیاسی یا موقعیت جغرافیایی، مسیر متفاوتی را برای رسیدن به شکوفاییِ جهان شمول نشان می دهند
در مجموع، سرگذشت این شهرها نشان می دهد که ثروت در دنیای باستان هرگز صرفاً به معنای انباشت دارایی نبوده است؛ بلکه ثروت درباره ی دیده شدن، اعمال کنترل و توانایی شکل دادن به دنیای فراتر از دیوارهای شهر بود


































