جملات سوزناک و ناب و سنگین
داغ تنهائی از کینگ ایرانی
بی تو شب می رسد ، و فقط صدای نبودنت شنیده می شود .
بی تو داغ تنهائی مرا، زمستانی سردتر نمی کند.
زمان می گذرد، اما این شب پایان نمی یابد.
نبودنت را برای هزاران بار، باور نمی کنم.
کس نداند در تاریکی شب، تنهایی مرا.
توجه! هرگونه استفاده از مطالب و جملات، با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است.

قلبم، موزه خاطرات است.
با نفس هایم، نامت را صدا می زنم.
با نفس هایم، نامت را روی شیشه پنجره خاطرات می نویسم.
بی تو عشق همان است، اما خودم نه.
در سکوت، ز دردها با صدای بلند فریاد می زنم.
RAHMANSHAHSAVARIKING

جای خالی ات و سنگینی حضورت هنوز هست.
با لبخند ها به خود دروغ می گویم، زیراکه کسی نیست بپرسد چرا؟ غمگینم.
پشت این بهار ظاهری، پائیزی خزان در راه است.
با تمامی این نبودها، عمر آدمی می شود تمام.
هر چه به آینه می نگرم، کسی را می بینم که دیگر چهره اش آشنا نیست، اما نگاهش برای همیشه آشنا ست.

عقل رفتنت را پذیرفته، اما دل هرگز نمی پذیرد.
کس نداند سکوت انسان تنها را، که چه سخن ها دارد و گوش امنی پیدا نیست.
تمامی قلبم شدی، و تمامی عمرم را بگرفتی.
دل من به هیچ کس اعتماد کامل ندارد.
بی تو از کسی فاصله نگرفته ام، جز خود.
RAHMANSHAHSAVARIKING

بی تو کسی مرا در شب به امید فردائی صدا نزده است، و نگفته است که زندگانی ادامه دارد، برخیز و ادامه ده.
لبخند می زنم و می گویم خوبم، تا کسی نداند که از درون ویرانم.
هنوز با شنیدن نامت، قلبم زنده است.
به امید ماندنت، با نماندنت پیر گشتم.
من همان آدم روز رفتنت هستم.

تنهائی یعنی کسی را نداری و نمی دانی به کجا بروی.
آخرین آغوش کوتاه و آخرین نگاه چه بی خبر است.
به گذشته بر می گردم، تا کنار کسی بنشینم که دوسش دارم.
تلخ ترین مرگ جهان است، زنده هستی و اما کسی که باشی نیستی.
دلتنگی، جایی ست که در آنجا خانه کرده باشد.
































ستایش نامدار
۲۲ شهریور ۱۴۰۵
جملات خاص و احساسی و ماندگار است با تشکر از سایت فتوکده و نویسنده معاصر کینگ ایرانی