۱۰ شاهکار باستانی بی نظیر که برای همیشه نابود شدند

۱۰ شاهکار باستانی بی نظیر که برای همیشه از بین رفتند

۱۰ شاهکار باستانی که از بین رفتند

هر ساله مکان هایی مثل کولوسئوم، پمپئی، اهرام جیزه یا ماچو پیچو میلیون ها بازدیدکننده را به خود جذب می کنند؛ مردمی که شیفته رمز و راز و شکوه گذشته این ویرانه های باستانی شده اند

در واقع، بناها و آثار به جامانده از تمدن های باستان نه تنها به پژوهشگران امکان مطالعه گذشته را می دهند، بلکه پنجره ای رو به زندگی مردمانی باز می کنند که این سازه ها را ساخته و از آن ها استفاده می کردند

اما متأسفانه، تنها بخش کوچکی از بقایای فیزیکی جهان باستان تا به امروز دوام آورده اند، در ادامه، با ۱۰ شاهکار فرهنگی و معماری باستانی آشنا می شوید که برای همیشه از دست رفته اند

۱- معبد آرتمیس در اِفِسوس (Ephesus)

  • زمان نابودی: حدود دهه ۲۶۰ میلادی
  • خلاصه: معبدی باشکوه متعلق به الهه آرتمیس که یکی از عجایب جهان باستان بود

معبد آرتمیس در اِفِسوس (Ephesus)

«آنتیپاتر صیدایی»، شاعر یونانی، در یکی از سروده هایش که از قدیمی ترین لیست های مکتوبِ عجایب هفتگانه جهان است، درباره این بنا می نویسد:

وقتی معبد آرتمیس را دیدم که سر به آسمان سوده، دیگر شاهکارهای جهان در نظرم بی فروغ شدند؛ با خود گفتم: سوای قله المپ، خورشید تا کنون بر سازه ای به این عظمت نتافته است

پائوسانیاس»، جغرافیدان نامدار یونانی نیز به همین اندازه شیفته این عبادتگاه شده و آن را بنایی توصیف کرده که «روی دست تمام ساختمان های بشری بلند شده است»

این معبد با ابعادی فراتر از ۱۱۰ در ۵۵ متر، یکی از بزرگ ترین معابد یونان باستان بود، معبد آرتمیس (که رومیان او را دیانا، الهه شکار می نامیدند) حدود سال ۵۵۰ پیش از میلاد در شهر اِفِسوس (ترکیه امروزی) و به فرمان کرزوس، پادشاه افسانه ای و بسیار ثروتمند لیدیه بنا شد

می گویند اِفِسوس به عنوان یکی از تأثیرگذارترین شهرهای آسیای صغیر، به دست یکی از ملکه های آمازون پایه گذاری شده بود و پیشینه ای طولانی در برگزاری آیین های مذهبی داشت

در سال ۳۵۶ پیش از میلاد، مردی به نام «هروستراتوس» با این انگیزه که نامش را در تاریخ جاودانه کند، معبد آرتمیس را به آتش کشید

طبق روایات پلوتارک (مورخ باستان)، در شب آتش سوزی، الهه آرتمیس در معبدش حضور نداشت چون سرگرم کمک به بخش زایمان و تولد اسکندر مقدونی بود!

با این حال، معبد دوباره بازسازی شد و طولی نکشید که نامش در میان عجایب جهان باستان درخشید

اما این پایان ماجرا نبود؛ در دهه ۲۶۰ میلادی، معبد آرتمیس ابتدا مورد هجوم و غارت ویرانگر «گوت ها» قرار گرفت و مدتی بعد، با گسترش آیین مسیحیت به کلی تخریب شد

امروزه از آن بنای شگفت انگیز و پرابهت، چیزی جز یک ستون تنهایِ سرپا و بقایایی از پیِ ساختمان باقی نمانده است

۲- بیت الحکمه (خانه حکمت)

  • زمان نابودی: ۱۲۵۸ میلادی
  • خلاصه: یک کتابخانه سلطنتی که توسط عباسیان در دوران عصر طلایی اسلام در بغداد ساخته شد

بیت الحکمه (خانه حکمت)

بیت الحکمه یک کتابخانه سلطنتی و مرکز فرهنگی بود که به دست خلفای عباسی در بغداد تأسیس شد، المنصور پس از سرنگونی سلسله امویان در سال ۷۵۰ میلادی، پایتخت جهان اسلام را از دمشق به بغداد منتقل کرد؛ موقعیتی که به پایگاه حمایت ایرانیان از او نزدیک تر بود

پایتخت جدید که به خاطر ساختار مدور خود متمایز بود، در تقاطع جاده ابریشم (راه تجاری متصل کننده اروپا به چین) بنا شد و طولی نکشید که نه تنها به مرکزی پیشرو برای تجارت، بلکه برای علم و فرهنگ تبدیل گشت

در واقع، حمایت گسترده خلفای عباسی از علوم و هنرها، زمینه ساز شکل گیری و توسعه عصر طلایی اسلام شد

در این دورانِ پربار از نظر فکری، بیت الحکمه به مرکز برجسته دانش پژوهی تبدیل شد؛ جایی که نسخه نویسان، صحافان و کتابداران، مجموعه ای متنوع و گلچین شده از موضوعات گوناگون مانند آیین زرتشت، کیمیاگری، ستاره شناسی، پزشکی، جغرافیا و شیمی را گردآوری کردند

از جمله کسانی که در بیت الحکمه فعالیت می کردند، محمد بن موسی خوارزمی، ریاضی دان و منجم بزرگ بود که معمولاً از او به عنوان «پدر جبر» یاد می شود

دانشمندان وابسته به بیت الحکمه همچنین آثار مهم ادبیات فارسی و یونانی را به زبان عربی ترجمه کردند و از این طریق، دانشی را حفظ کردند که در غیر این صورت برای همیشه نابود می شد

در قرن چهاردهم میلادی، این ترجمه ها نقشی کلیدی در «بازکشف» دوران باستان ایفا کردند؛ رویدادی که هسته اصلی رنسانس اروپا را شکل داد

متأسفانه، این مجموعه بی نظیر و ارزشمند در سال ۱۲۵۸ میلادی، هنگامی که نیروهای مغول بغداد را غارت کردند، به کلی نابود شد

۳- باغ های معلق بابل

  • زمان نابودی: قرن اول میلادی
  • خلاصه: باغ هایی طبقاتی که گفته می شود توسط بخت النصر دوم ساخته شده بود؛ یکی از عجایب هفتگانه جهان باستان

باغ های معلق بابل

طبق افسانه ها، باغ های معلق بابل توسط پادشاه بخت النصر دوم به عنوان هدیه ای برای همسرش، آمیتیس مادی، ساخته شد که دلتنگ مناظر سرسبز زادگاهش بود

علاوه بر اندازه چشمگیر، سیستم آبیاری خودکار این باغ ها نیز بازدیدکنندگان باستان را شگفت زده می کرد و همین امر باعث شد تا این تراس های سرسبز را در فهرست عجایب جهان قرار دهند

در بین النهرین باستان، باغ های وسیع به عنوان نمادی از قدرت امپراتوری نگریسته می شدند؛ باغ هایی که با پوشش گیاهی عجیب و غریب خود که به لطف سیستم های آبیاری پیشرفته شکوفا شده بودند، بازدیدکنندگان را تحت تأثیر قرار می دادند

تصویر باغ به عنوان مکانی آرام، محصور و جداشده از دنیا، از دیرباز انسان را مجذوب خود کرده و از نزدیک با مفهوم «بهشت» پیوند خورده است

این ارتباط در ریشه شناسی واژه “paradise” (بهشت) نیز مورد تأیید است که ریشه آن به اصطلاح ایران باستان یعنی «پایری دئزا» (به معنای محوطه محصور یا دیواردار) بازمی گردد

به گفته استرابون (تاریخ نگار)، این باغ ها «تراس های طاق داری بودند که یکی بالای دیگری قرار گرفته و روی ستون های مکعبی شکل استوار شده بودند، این ستون ها توخالی و پر از خاک بودند تا امکان کاشت بزرگ ترین درختان فراهم شود» پوشش گیاهی انبوه این باغ ها از طریق مجموعه ای از چرخ ها و ماشین آلات که آب را از رودخانه فرات در همان نزدیکی پمپاژ می کردند، آبیاری می شد

از آنجا که هیچ اثر باستان شناسی قطعی از باغ های معلق پیدا نشده است، دانشمندان درباره شکل ظاهری آن ها با یکدیگر اختلاف نظر دارند و برخی حتی در اصلِ وجود داشتن آن ها تردید دارند

طبق برخی نظریه ها، این باغ ها روی پشت بام های کاخ سلطنتی در بابل ایجاد شده بودند، برخی دیگر بر این باورند که آن ها در میان دیوارهای کاخ ساخته شده بودند

در سال های اخیر، استفانی دالی، آشورشناس دانشگاه آکسفورد، مطرح کرده است که باغ های معلق در واقع توسط شاه سنحاریب در نینوا ساخته شده بودند؛ شهری که آشوریان (فاتحان بابل در قرن هفتم پیش از میلاد) آن را «بابل نو» می نامیدند

فارغ از موقعیت مکانی، این باغ ها اکنون برای همیشه از دست رفته اند و در قرن اول میلادی بر اثر یک زمین لرزه نابود شدند

۴- فانوس دریایی اسکندریه

  • زمان نابودی: حدود قرن چهاردهم میلادی
  • خلاصه: یک فانوس دریایی به ارتفاع ۱۱۰ متر در جزیره فاروس در نزدیکی اسکندریه؛ یکی از عجایب هفتگانه جهان باستان

فانوس دریایی اسکندریه

فانوس دریایی اسکندریه (یا فاروس)، یکی از عجایب جهان باستان، توسط «سوستراتوس کنیدوسی» ساخته شد، روند ساخت این بنا در دوران حکومت بطلمیوس اول (سوتر) آغاز شد و در حدود سال ۲۸۰ پیش از میلاد، یعنی زمانی که پسرش بطلمیوس دوم بر تخت پادشاهی تکیه زده بود، به پایان رسید

این سازه باشکوه که در جزیره فاروس در بندر اسکندریه مصر برافراشته شده بود گفته می شود بیش از ۱۱۰ متر (۳۵۰ فوت) ارتفاع داشت و به کشتی هایی که در نزدیکی خط ساحلی حرکت می کردند کمک می کرد تا مسیر خود را پیدا کنند و آن ها را از خطرات پیش رو آگاه می ساخت

این برج احتمالاً در سه طبقه ساخته شده بود و بر فراز آن مجسمه ای قرار داشت که به احتمال زیاد متعلق به اسکندر مقدونی یا بطلمیوس اول بود

این فانوس دریایی تا قرن دوازدهم میلادی همچنان فعال بود؛ اما تا قرن چهاردهم میلادی، به طور کامل تخریب و نابود شد

۵- کتابخانه بزرگ اسکندریه

  • زمان نابودی: مورد اختلاف است
  • خلاصه: یک کتابخانه سلطنتی و مرکز پیشرو در دانش پژوهی که توسط سلسله بطالسه در اسکندریه ساخته شد

کتابخانه بزرگ اسکندریه

کتابخانه بزرگ اسکندریه نیز مانند بیت الحکمه در بغداد، یکی از مراکز فرهنگی پیشرو در دوران باستان و مشهورترین کتابخانه عهد عتیق (کلاسیک) به شمار می رفت

ساخت این کتابخانه در حدود سال ۲۹۵ پیش از میلاد آغاز شد؛ یعنی زمانی که بطلمیوس اول، مسئولیت نظارت بر این پروژه جاه طلبانه را به «دمتریوس فالرونی» (یک آتنی از شاگردان مکتب مشا ارسطو) واگذار کرد

در سال های بعد، این کتابخانه مجموعه چشمگیری از کتاب ها و نسخه های خطی را گردآوری کرد و در کنار «موزه» (پژوهشکده) که در مجاورت آن قرار داشت، به مرکزی درخشان برای تحقیقات و مطالعات ادبی و علمی تبدیل شد

تا به امروز، رویدادهایی که منجر به نابودی کتابخانه اسکندریه شدند، همچنان موضوع بحث و مناقشه میان مورخان است

به گفته پلوتارک، این کتابخانه در سال ۴۸ پیش از میلاد و در جریان جنگ داخلی میان کلئوپاترا و برادرش، یعنی زمانی که ژولیوس سزار ناوگان بطالسه را به آتش کشید، نابود شد

پلوتارک در این باره می نویسد: «مکان های بسیاری به آتش کشیده شدند که در نتیجه آن، اسکله ها و انبارهای غله در میان ساختمان های دیگر سوختند، و همچنین کتابخانه، که گفته می شود کتاب های آن از نظر تعداد و ارزش در بالاترین سطح قرار داشتند»

به گفته برخی از پژوهشگران، «سرآپئوم» که شاخه ای از این کتابخانه واقع در معبد سرآپیس بود، از این آتش سوزی جان سالم به در برد

این بخش احتمالاً تا سال ۳۹۱ میلادی فعال باقی ماند، تا اینکه در آن سال، تئوفیلوس (اسقف اسکندریه) در پی فرمان امپراتور تئودوسیوس مبنی بر ممنوعیت عبادت های بت پرستی، آن را تخریب کرد

۶- آرامگاه هالیکارناسوس

  • زمان نابودی: قرن پانزدهم میلادی
  • خلاصه: مقبره ای باشکوه که برای ماسول، پادشاه کاریا و همسرش آرتمیس ساخته شد؛ یکی از عجایب هفتگانه جهان باستان

آرامگاه هالیکارناسوس

مقبره ماسول، پادشاه کاریا، بین سال های ۳۵۳ تا ۳۵۱ پیش از میلاد در هالیکارناسوس، شهر اصلی این قلمرو و زادگاه هرودوت («پدر تاریخ»)، ساخته شد

ماسول پس از به ارث بردن تاج و تخت پس از مرگ پدرش در سال ۳۷۷ پیش از میلاد، پروژه ای را برای توسعه و زیباسازی شهر آغاز کرد که بخشی از تلاش های او برای گسترش نفوذ هالیکارناسوس در دریای مدیترانه بود

پس از مرگ او، همسر (و خواهرش) آرتمیس دوم که خود رهبری قدرتمند بود، معماران و هنرمندان برجسته یونانی را مأمور ساخت مقبره ای یادبود کرد تا نام و یاد ماسول را جاودانه کند؛ پروژه ای که احتمالاً توسط خود ماسول پایه ریزی شده بود

معمارانی به نام های ساتیروس و پیتیوسِ پرینه ای این آرامگاه را طراحی کردند، در حالی که مجسمه سازانی چون لئوخارس، بریاکسیس، اسکوپاس و تیموتئوس، نقش برجسته هایی را برای تزیین دیوارهای این سازه عظیم خلق کردند

آرتمیس مدت کوتاهی پس از آغاز ساخت آرامگاه درگذشت، اما جانشینان او کار را به پایان رساندند، نتیجه نهایی، مقبره ای غول پیکر بود که به یکی از عجایب جهان باستان تبدیل شد

به گفته پلینی بزرگ، این بنا با ۳۶ ستون احاطه شده بود و بر فراز آن مجسمه مرمریِ یک ارابه قرار داشت که توسط چهار اسب کشیده می شد

این مقبره تا قرن پانزدهم میلادی بر روی تپه ای مشرف به هالیکارناسوس پابرجا بود، تا اینکه سلسله زمین لرزه هایی آن را نابود کرد

امروزه، مقبره های باشکوه بی شماری در سراسر جهان که به دلیل نام این بنا، «مازولیوم» (Mausoleum به معنای آرامگاه) نامیده می شوند، گواهی بر میراث و تأثیر ماندگار این بنای باستانی هستند

۷- غول رودس (کلوسوس رودس)

  • زمان نابودی: واژگونی در سال ۲۵۵ یا ۲۵۶ پیش از میلاد؛ نابودی کامل در سال ۶۵۴ میلادی
  • خلاصه: مجسمه ای عظیم از هلیوس، خدای خورشید؛ یکی از عجایب هفتگانه جهان باستان

غول رودس (کلوسوس رودس)

در اواخر قرن سوم پیش از میلاد، هر کسی که وارد بندر رودس (شهر اصلی جزیره رودس در دریای اژه) می شد، غیرممکن بود مجسمه غول پیکر هلیوس، خدای خورشید را که در سال ۲۸۲ پیش از میلاد در کنار بندر ماندراکیون برافراشته شده بود، نبیند

گفته می شود ساخت این مجسمه که توسط چارز لیندوسی طراحی شده و به «غول رودس» معروف بود، ۱۲ سال به طول انجامید

این مجسمه که از برنز ساخته شده و با آهن تقویت شده بود، به یادبود پایان محاصره شهر توسط دیمتریوس پولیورکتس بنا شد

این محاصره در دوران ناآرامی های سیاسی جهان هلنیستی پس از مرگ اسکندر مقدونی آغاز شده بود و هدف آن، مجبور کردن اهالی رودس به دست کشیدن از حمایتِ بطلمیوس (حاکم مصر) بود

پس از شکست این محاصره، اهالی رودس از تجهیزات جنگیِ رهاشده توسط نیروهای دیمتریوس برای ساخت بنای یادبودی جهت بزرگداشت مقاومت خود استفاده کردند

نتیجه کار، مجسمه ای غول پیکر به ارتفاع ۳۲ متر (۱۰۵ فوت) بود که به یکی از عجایب هفتگانه جهان باستان تبدیل شد

نرو، امپراتور روم، چنان تحت تأثیر اندازه و شکوه این مجسمه قرار گرفته بود که مجسمه عظیمی از خود را در کنار دریاچه مصنوعی در مرکز کاخ درخشانش (دوموس آئوریا) در رم ساخت

غول رودس تا حدود سال ۲۵۵ یا ۲۵۶ پیش از میلاد، به کشتی هایی که وارد بندر شهر می شدند خوش آمد می گفت، تا اینکه زمین لرزه ای آن را واژگون کرد

این مجسمه فرو افتاده، حدود ۹۰۰ سال در همان نقطه ای که سقوط کرده بود، روی زمین باقی ماند

پلینی بزرگ در کتاب «تاریخ طبیعی» خود درباره آن نوشت: «حتی در حالت افتاده نیز شگفتی و تحسین ما را برمی انگیزد» سرانجام در سال ۶۵۴ میلادی، نیروهای عرب در جریان حمله به رودس، مجسمه را ذوب کردند و برنز آن را به عنوان ضایعات فروختند

۸- ویرانه های باستانی پالمیرا (تدمر)

  • زمان نابودی: ۲۰۱۵ میلادی
  • خلاصه: یک محوطه باستان شناسی در سوریه که در سال ۱۹۸۰ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد

ویرانه های باستانی پالمیرا (تدمر)

شهر باستانی پالمیرا در یک واحه (آبادی میان کویر) در میان خط ساحلی دریای مدیترانه و رودخانه فرات (در جنوب مرکزی سوریه امروزی) بنا شده بود

این شهر در قرن سوم پیش از میلاد به اوج شکوفایی خود رسید و به یکی از اصلی ترین شاهراه های تجاری تبدیل شد که جهان روم را به شرق متصل می کرد

این شهر که در اصل «تدمر» یا «تودمون» نام داشت، در قرن اول پیش از میلاد توسط رومیان به پالمیرا (به معنای «شهر نخل ها») تغییر نام داد

پالمیرا در دوران تسلط رومیان نیز شهری ثروتمند و شکوفا باقی ماند؛ تا جایی که در حدود سال ۱۲۹ میلادی، هادریان (امپراتور روم) آن را یک «شهر آزاد» اعلام کرد و بعدها کاراکالا، این شهر را از پرداخت مالیات به امپراتوری روم معاف نمود

در قرن سوم میلادی، «زنوبیا»، همسر دوم حاکم سوریه یعنی سپتیمیوس اودیناتوس (که احتمالاً به دستور خود زنوبیا ترور شده بود)، ملکه پالمیرا شد و لشکرکشی موفقی را علیه رومیان در آناتولی آغاز کرد

با این حال، در سال ۲۷۳ میلادی، امپراتور اورلیان که یک سال قبل دوباره کنترل آناتولی را به دست گرفته بود، به پالمیرا هجوم برد و آن را غارت کرد

بعدها در سال ۶۴۳ میلادی، این شهر توسط سردار مسلمان، خالد بن ولید، فتح شد

در سال ۱۹۸۰، ویرانه های باستانی پالمیرا به عنوان میراث جهانی یونسکو ثبت شد و هر ساله هزاران بازدیدکننده برای تماشای این بقایای باستانی راهی سوریه می شدند

اما در می ۲۰۱۵، در جریان جنگ داخلی سوریه، زمانی که نیروهای داعش کنترل پالمیرا را به دست گرفتند، چندین بنای تاریخی این محوطه از جمله «معبد بل»، «طاق نصرت» (ساخته شده به دست سپتیمیوس سوروس) و «معبد بعل شامین» را به کلی تخریب کردند

۹- مجسمه زئوس در المپیا

  • زمان نابودی: قرن پنجم میلادی
  • خلاصه: مجسمه ای غول پیکر از زئوس که توسط فیدیاس برای معبد زئوس در المپیا ساخته شد؛ یکی از عجایب هفتگانه جهان باستان

مجسمه زئوس در المپیا

یکی دیگر از عجایب جهان باستان، مجسمه زئوس در المپیا بود که توسط مجسمه ساز برجسته یونانی، «فیدیاس»، خلق شد؛ همان هنرمندی که مجسمه آتنا را در معبد پارتنونِ آتن تراشیده بود

این مجسمه که از طلا و عاج ساخته شده و در داخل معبد زئوس در المپیا قرار داشت، زئوس (پادشاه خدایان یونان) را نشسته بر تختی از چوب سدر نشان می داد که با سنگ های قیمتی، طلا، عاج و آبنوس تزیین شده بود. این مجسمه غول پیکر (با ارتفاعی نزدیک به ۱۲ متر یا ۴۰ فوت)، در دست راستِ کشیده خود، مجسمه ای از «نیکه» (الهه پیروزی) را نگه داشته بود و در دست چپش عصای پادشاهی (گرز) داشت

گفته می شود این مجسمه به زیباترین شکل ممکن ماهیت خدای گونه زئوس را به تصویر کشیده بود و به احتمال زیاد از حادثه تخریب معبد زئوس در المپیا جان سالم به در برده بود

فرضیه ها حاکی از آن است که این اثر بعدها به قسطنطنیه (استانبول امروزی) منتقل شد و در جریان آتش سوزی بزرگی که در قرن پنجم میلادی این شهر را ویران کرد، از بین رفت

اگرچه مجسمه زئوس اکنون برای همیشه از دست رفته است، اما بازسازی های صورت گرفته بر اساس سکه ها و نقاشی های یونان و روم باستان، تصویری از شکل ظاهری آن را به ما نشان می دهد؛ همان تصویر باشکوهی که بازدیدکنندگان باستان هنگام عبور از المپیا با آن مواجه می شدند

۱۰- منورای معبد دوم (شمعدان مذهبی یهود)

  • زمان نابودی: پس از سال ۷۱ میلادی
  • خلاصه: یک شمعدان طلایی چندشاخه مستقر در معبد یهودیان در اورشلیم که در سال ۷۰ میلادی توسط رومیان غارت شد

منورای معبد دوم (شمعدان مذهبی یهود)

یکی از نقش برجسته های تراشیده شده بر روی «طاق تیتوس» در خیابان ساکرا (رم)، یک شمعدان هفت شاخه را نشان می دهد که روی تخت روان حمل می شود؛ این همان «منورا» است

این شی مذهبی بخشی از غنایم جنگی بود که در جریان جشن پیروزی تیتوس، پس از غارت اورشلیم در سال ۷۰ میلادی، در خیابان های رم به نمایش گذاشته شد

تا پیش از آغاز اولین جنگ میان یهودیان و رومیان — که با غارت معبد دوم (ساخته شده به دست هیرود بزرگ) و اعدام هزاران یهودی برافروخته شد، این شمعدان در داخل معبد اورشلیم نگهداری می شد

طراحی این شمعدان چندشاخه برای نخستین بار در کتاب خروج (تورات) ذکر شده و آمده است که الگوی آن مستقیماً توسط خداوند بر فراز کوه سینا به موسی وحی شده بود

هنگامی که یهودیان پس از بازگشت از تبعید بابل، معبد اورشلیم را بازسازی کردند، یک منورای طلایی نیز ساختند و آن را در داخل ساختمان قرار دادند

با این حال، در سال ۱۶۹ پیش از میلاد، این شمعدان توسط پادشاه آنتیوخوس چهارم (اپیفانس) در جریان غارت معبد ربوده شد. بعدها وقتی «یهودای مکابی» با موفقیت از کشورش در برابر تهاجم پادشاهی سوریه دفاع کرد، دستور ساخت یک منورای جدید را صادر کرد؛ و این همان شمعدانی است که در سال ۷۰ میلادی به دست نیروهای رومی افتاد

این شمعدان پس از ورود به رم در سال بعد، به مرور ناپدید شد و دیگر هرگز دیده نشد

«فلاویوس جوزفوس» (مورخ آن دوران) گزارش داده است که بیشتر گنجینه های غارت شده توسط تیتوس، بعدها توسط امپراتور وسپاسیان در داخل «معبد صلح» قرار گرفتند؛ اما مشخص نیست که آیا منورا نیز به آنجا برده شده بود یا خیر

«پروکوپیوس قیصریه»، مورخ بیزانسی، بعدها نوشت که این گنجینه ها پس از غارت های رم در سال های ۴۱۰ و ۴۵۵ میلادی به اورشلیم بازگردانده شدند، اما او به طور خاص نامی از منورا نبرد

ناپدید شدن این شی مذهبی منجر به شکل گیری افسانه های متعددی درباره سرنوشت آن شده است؛ حتی یک شایعه بزرگ وجود دارد که ادعا می کند این شمعدان در دخمه های واتیکان پنهان شده است

در سال ۲۰۱۲، اسکن انجام شده با روش طیف سنجی جذبی فرابنفش-مرئی توسط تیمی از پژوهشگران «پروژه طاق تیتوس» نشان داد که این منورا در نقش برجسته اصلی، روزگاری با رنگ گل اخرا (زرد) رنگ آمیزی شده بوده است؛ یافته ای که تأیید می کند این تصویر دقیقاً متعلق به همان منورای طلاییِ معبد دوم است

شما هم بخوانید

پیشنهادی