بیوگرافی ثریا حکمت بازیگر از شروع تا ازدواج و فوت
بیوگرافی ثریا حکمت
ثریا حکمت متولد 4 آذر 1332 در خوی، بازیگر سینما و تلویزیون است
تحصیلکرده دو ساله رشته تئاتر دانشگاه تهران و مدرک منشی گری قبل انقلاب می باشد که از تئاتر مدرسه شروع کرد و در 21 سالگی جلوی دوربین رفت
خانواده
آذر مهدی قلی خانی با نام هنری «ثریا حکمت» در شهر خوی آذربایجان شرقی و در یک خانواده مذهبی به دنیا آمد و بعدا در شهر تهران بزرگ شد
یک برادر دارد و پدرش در کار ساخت و ساز بود که بعدا ورشکسته شد
از تئاتر مدرسه تا جلوی دوربین
من در دبیرستان امیرکبیر درس می خواندم که کنار تالار فرهنگ بود و از طرف مدرسه هر از گاهی در تالار فرهنگ تئاتر بازی میکردیم. اما آقای سعید مطلبی (کارگردان) مرا در خیابان دید
گویا برای فیلمی دنبال یک زن کرد می گشتند که چشم و ابرو مشکی باشد و از من پرسید: دوست داری در فیلم بازی کنی؟ من هم عاشق این کار بودم و قبول کردم، البته گفتم هنوز درسم تمام نشده و گفتند در تعطیلات تابستان فیلمبرداری می کنیم
به این ترتیب در سال 1353 وقتی 21 ساله بود با فیلم «ناجورها» به کارگردانی سعید مطلبی در کنار محمد علی فردین و سیمین علی زاده اولین بازی ام را تجربه کردم
سیلی در اولین روز فیلمبرداری
یادم هست روز اول فیلمبرداری در اولین صحنه سیلی خوردم، چون جلو دوربین شوکه شده بودم، بعد از آن کمی به خودم آمدم و کار را شروع کردیم
یکسال بعد دومین فیلمم «آلوده» بود و بعد سال 1355 در فیلم « ستیز» بازی کردم
دوره بازیگری در دانشگاه
خانم حکمت به جهت بالا بردن مهارت هنرپیشگی خود تلاش کرد به صورت آکادمی این رشته را فرابگیرید به همین دلیل در رشته تئاتر وارد دانشگاه شد
با این حال دو سال بعد به جهت شروع انقلاب اسلامی و تعطیلی دانشگاه دیگر نتوانست ادامه دهد
ازدواج
همسرم در سال 1359 وقتی 27 ساله و دختر مونا را باردار بودم مرا ترک کرد و به آمریکا رفت، من ماندم و دخترم و دیگر هم ازدواج نکردم، خانواده همسرم خیلی مذهبی بودند و شغل من را قبول نکردند
بازیگر منتخب تلویزیون
سال 1355 برای بازی در فیلم «مرد اول» در جشنواره آثار منتخب تلویزیون در بین خانم ها و آقایان «پرویز فنی زاده» هم برای بازی در سریال «دایی جان ناپلئون» اول شد
بازی در بعد انقلاب
بعد از انقلاب اولین فیلمی که تولید شد «خبیث» یا همان «راهی به سوی خدا» در سال 1358 بود که در آن بازی کردم، تهیهکننده اش آقای محمدزاده بود
بعد هم سال 1361 در فیلم «برزخی ها» بازی کردم و این روند ادامه پیدا کرد
بازی در ای ایران و سانسور
سال 1368 در فیلم «ای ایران» به کارگردانی ناصر تقوایی سکانس های مربوط به من را حذف کردند؛ صحنه ای بود که من به آقای اکبر عبدی که نقش همسرم را بازی می کرد می گفتم: «این اناره میوه بهشته» اما در بازبینی ارشاد گفتند این صحنه ها اروتیک است و کلا قصه «ای ایران» تغییر کرد
در اصل قصه از یک چوپان شروع میشد که آواز «ای ایران» را می خواند؛ یعنی پسر بچه ای که از تربت حیدریه آورده بودند، نتوانست بماند و قصه تغییر کرد
در آخرین کار سینمایی ترورم کردند
سال 1380 در فیلم «عروسی مهتاب» بازی کردم که نوعی ترور حرفه ای برایم بود کارگردان مرا خرد کرد، چراکه برای یکی از نقش های اصلی مرا صدا کردند، اما یک سکانس بیشتر ندادند
آنها به نوعی مرا تحقیر کردند و من هم به خاطر نیاز مالی قبول کردم که فقط یک سکانس بازی کنم
شروع باند بازی
در سال 1383 آخرین بازی ام در تلویزیون با مجموعه «کمکم کن» بود و بعدش دیگر فضای باند بازی و مافیا بازی راه افتاد که باید از آن مسیر عبور می کردی تا در فیلمی بازی بدهند
امین حیایی را من وارد بازیگری کردم
امین حیایی خیلی بچه با ادبی است و حقش است موفق باشد ولی نمی توانست برای من کاری کند، امین را من وارد این کار کردم سرباز بود و دانشجو هم بود او را به آقای اصغر هاشمی معرفی کردم و خیلی او را پسندید، چون خوش سروزبان بود
به عنوان پیشکوست قبولم ندارند
در 13 مرداد 1393 خانم حکمت در تماس با خبرگزاری ایسنا بیان کرد در وضعیت مالی خیلی بدی به سر می برد و بعد از 35 سال کار و 61 سال سن، من را بعنوان پیشکسوت قبول ندارند درنتیجه از چندی دیگر در چادر زندگی میکنم
صاحبخانه ودیعه اجاره را بالا برده که از توان من خارج است و تصمیم دارم اثاث هایی را که برایم باقی مانده بفروشم و با پول آن دخترم را به خوابگاه بفرستم و خودم هم در خیابان چادر بزنم
تصمیم به خودکشی
سال 1392 تصمیم گرفتم دو بار خودم را از بین ببرم و اقدام به این کار هم کردم اما موفق نشدم، الان کل دندان هایم را کشیده ام و هزینه درمان آنها را ندارم
به سراغی انصاری هم رفتم
برای گرفتن بودجه به همه جا رفته ام، حتی چندی پیش به سراغ همسر آقای علی انصاری که مالک بازار مبل (ایران مال) هستند، رفتم اما باز هم اتفاقی نیفتاد
نمی دانم این همه بودجه در مملکت جا به جا می شود، چرا من بعد از این همه سال فعالیت هنری نباید سهمی از آن داشته باشم؟
به خانه سینما رفتم، آنجا هم گفتند خودمان 500 میلیون تومان بدهی داریم و نمی توانیم کمک کنیم، خانه پیشکسوتان هم میگوید چون هنرمند درجه دو هستم، نمی تواند کمک کند
قبرم را بفروشم
آدمی که در حال غرق شدن است، به هر جا پناه می برد، من هم به همه جا رفتم حتی خواستم اگر قرار است بعد از مرگم قبری در قطعه هنرمندان به من بدهند در زمان زنده بودنم آن را بفروشم که گفتند نمی شود
تقدیری که بهاره رهنما ترتیب داد
مدتی بعد بهاره رهنما در نمایش «دورهمی زنان شکسپیر» با دعوت از ثریا حکمت در حضور چهره هایی چون سحر دولتشاهی و مهناز افشار از این بازیگر پیشکسوت تقدیر کرد
سکته و فوت
متاسفانه ثریا حکمت صبح دوشنبه 16 فروردین 1395 بر اثر سکته مغزی به کما رفت و چهار رو بعد در بامداد 20 فروردین در سن 62 سالگی دار فانی را وداع گفت
پیکر این بانوی هنرمند کنار مزار «مهری مهرنیا» (بازیگر) در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شده است
سینمایی
- عروسی مهتاب – ۱۳۸۰
- آواز قو – ۱۳۷۹
- تهاجم – ۱۳۷۵
- ماه پیشونی – ۱۳۷۴
- حالا چه شود! – ۱۳۷۳
- روز دیدنی – ۱۳۷۳
- نیش – ۱۳۷۳
- شاهین طلایی – ۱۳۷۲
- دو همسفر – ۱۳۷۱
- خواستگاری – ۱۳۶۸
- ای ایران – ۱۳۶۸
- بهار در پاییز – ۱۳۶۶
- تصویر آخر – ۱۳۶۵
- جدال در تاسوکی – ۱۳۶۵
- گردباد – ۱۳۶۴
- سمندر – ۱۳۶۴
- جنجال بزرگ – ۱۳۶۳
- مشت – ۱۳۶۳
- شب شکن – ۱۳۶۳
- برزخی ها – ۱۳۶۱
- سیم خاردار – ۱۳۵۹
- راهی به سوی خدا – ۱۳۵۸
- ستیز – ۱۳۵۵
- آلوده – ۱۳۵۴
- ناجورها – ۱۳۵۳
سریال تلویزیونی
- مرد اول – ۱۳۵۵
- ماجراهای آقای خموشیان – ۱۳۶۳–۱۳۶۲
- آپارتمان – ۱۳۷۲–۱۳۷۱
- گزارش، نقطه صفر – ۱۳۷۲
- یک حرف از هزاران – ۱۳۷۳–۱۳۷۲
- فاصله – ۱۳۷۳–۱۳۷۲
- بر سر دو راهی – ۱۳۷۴
- خاطره ها (تله تئاتر) – ۱۳۷۴
- خانه به خانه – ۱۳۷۵
- کمکم کن – ۱۳۸۳



































امیر مسعود
۳۰ بهمن ۱۴۰۴
شهرستان خوی در استان آذربایجان غربی قرار دارد دوست من
هم وطن
۱۲ دی ۱۴۰۴
خداوند رحمت کنه فقط دل سوختن چه فایده ای داره؟نباید یک هنرمند به این شکل اسف بار زندگی کنه وحقش نبوده واقعا جای تاسف داره.
مسافر
۳۰ مهر ۱۴۰۲
آذر بانو که همچون ثریا در سینمای ایران میدرخشیدی، در پناه یزدان پاک، آرام گیر
.
۲۹ مهر ۱۴۰۲
خدا بیامرزدش .چقدر دلم سوخت. این همه سریال جایی برای ایشان در دست کم یکی از انها نبوده؟ همین کارها را می کنند که کسی همچون گذشته پای سریالها نمی نشیند. یادش به خیر! چه سریالهایی پیشکسوتها برایمان به ارمغان گذاشتند و دریغ از یکی از همانها با این بچه هایی که تجربه چندانی هم ندارند
نوید اهری
۳ بهمن ۱۴۰۰
خدا بیامرزدشان .نامشان گرامی باددر پهنه هنر ایران اسلامی. روحشان شاد.آن شاءالله
لیلا
۱۲ مهر ۱۳۹۵
وای خیلی دلم میسوزه که میشنوم خانم حکمت اینجوری شده حیف متاسفانه بیشتر بازیگرا اخر وعاقبت خوبی ندارن خانم حکنت یکی از زیباترین بازیگرا بودن براشون ارزوی سلامتی میکن
آرا
۲۱ فروردین ۱۳۹۵
خدا رحمتشون کنه.....چقددلم براشون سوخت.....