بیوگرافی پدرام کاظمی از ورزش تا اعتیاد و بلاگری
بیوگرافی پدرام کاظمی
پدرام کاظمی متولد ۱۸ شهریور ۱۳۶۸ در شیراز، مربی بدنساز و بلاگر است
دارای مدرک PPL خلبانی و دانشجوی اخراجی مهندسی نفت و مدیریت بازرگانی است که از ۱۹ سالگی ورزش بدنسازی را شروع کرد و در ادامه وارد کار بلاگری شد
خانواده و فوت پدر
پدرام کاظمی خیرآبادی در شهر شیراز استان فارس در خانواده ای مرفه به دنیا آمده است
پدرش رئیس عملیات خط لوله شرکت نفت بود که متاسفانه سال ۱۳۸۶ در ۱۸ سالگی او را بر اثر سرطان از دست داد و تنها یک خواهر بزرگتر از خود دارد
اصالت
من در شیراز به دنیا آمدم و پدر و مادرم متولد آبادان هستند، وقتی من ۲ ساله بودم به آبادان نقل مکان کردیم و پس از ۲۲، ۲۳ سال زندگی در آبادان به شیراز برگشتیم و الان ساکن شیراز هستیم
من از طرف مادری لر هستم یک لهجه تلفیقی شیرازی، آبادانی و لری دارم و هر دو شهر آبادان و شیراز را خانه خودم می دانم
اخراج از تیزهوشان
دبیرستانم را با تیزهوشان شروع کردم ولی اصلا درس نمی خواندم اما نمره هایم تا اول دبیرستان خیلی خوب بود، آن زمان مدرسه تیزهوشان دخترانه و پسرانه آبادان کنار هم بود و این بدترین اتفاق برای من بود
همیشه منتظر بودم زنگ مدرسه زده شود و جلوی مدرسه دخترانه بروم و اولین دوست دختر طولانی مدتم را آن زمان داشتم
از شانس بدم اولین دوست دخترم، دختر مدیر مدرسه پسرانه بود و همین باعث اخراج از مدرسه تیزهوشان گردید و بعد به مدرسه معمولی رفتم
ورود به دانشگاه
بعد از پایان دبیرستان سال ۱۳۸۵ شروع به تحصیل در رشته طراحی فرآیندهای صنعت نفت در دانشگاه آزاد ماهشهر کردم که به علت مسائل انضباطی از دانشگاه هم اخراج شدم
بهمن ۱۳۹۲ من و مادر و خواهرم به شیراز آمدیم که من وارد دانشگاه خلبانی شوم و حدود سال ۱۳۹۳، ۱۳۹۴ رفتم در فرودگاه ثبت نام کردم و توانستم مدرک PPL را بگیرم
بعد از آن گفتند باید برای ادامه تحصیل به تهران بروید که به خاطر خانواده ام این کار برای من مشکل بود و دیگر ادامه ندادم
پس از در دانشگاه پردیس شیراز شروع به تحصیل در رشته مدیریت بازرگانی کردم و از این دانشگاه هم اخراج شدم
درگیری اعتیاد
من دوبار درگیر اعتیاد شدم که بار اولش مربوط به ۱۴، ۱۵ سالگی ام میشود که درگیر قرص ترامادول شدم و آنموقع داروخانه ها آن را میفروخت و ما برای تهیه یک ورق آن ۵۰۰ تومان میدایم
ترامادول ۱۰۰ ایرانی میخریدیم، آن تایم در آبادان در محله برنج زندگی می کردم که محله بالاشهری بود و همه به ما به عنوان بچه سوسول نگاه می کردند و ما برای اینکه ثابت کنیم بچه سوسول نیستیم یک تعدادی از بچه های آن محل شروع به خوردن این قرص کردیم
بعد از مدتی من روزی ۲۵ تا از این قرص ها می خوردم و حتی یکی از دوستانمان بخاطر این قرص ها آنموقع فوت کرد
بالاخره در خانه ترک کردم
یک روز خانواده ام باتوجه به شرایطم متوجه شد، آن زمان قرصی ها را کمپ قبول نمی کردند، مادرم ۴،۵ روز قبل از عید من را برای دو هفته به خانه راه نداد و من در باغ خانه های خالی آن اطراف می خوابیدم
در این مدت من حقارت را احساس کردم و این خیلی به من برخورد، بعد از چند روز با التماس به مادرم به خانه مان برگشتم و برای دو هفته خودم را در اتاقم حبس کردم
با تمام دردهایی شدیدی که آن موقع داشتم و دوست دارم آن روزها از ذهنم پاک شوند توانستم این اعتیاد را ترک کنم
شروع ورزش
بعد از اعتیاد به تشویق یکی از دوستانم به نام علی رستمی حدود سال ۱۳۸۷، ۱۳۸۸ ورزش کردن را شروع کردم، آن موقع که اولین بار در باشگاه ثبت نام کردم حدود ۱۰۵ کیلوگرم بودم
بعد از ۱۱ ماه ۶۳ کیلو شدم و در اولین مسابقه پرورش اندام خودم در وزن ۶۵ کیلو شرکت کردم و بین ۴ نفر چهارم شدم
کار مربیگری می کنم
الان حدود ۱۵، ۱۶ سال می شود که ورزش می کنم و از سال ۱۳۹۲ در شیراز کار مربیگری انجام می دهم
یک سال قبل از این هم در آبادان نزد علی رستمی مربیگری کرده ام و تاکنون بالای ۳۰ تا مسابقه پرورش اندام شرکت کرده ام و کلی شاگرد مسابقه ای داشتم و هنوز هم شغل اولم مربیگری است
اعتیاد دوم
بار دوم هم حدود ۱۲ سال بعد از اعتیاد اولم دچار اعتیاد شدم و این بار حدود یکسال طول کشید و همین موضوع بیشتر رابط من در اینستاگرام با فالوورهایم است
شروع بلاگری
من ابتدا ویدئوهای فان ورزشی در اینستاگرام درست می کردم چون من نصف زندگی ام را در باشگاه گذرانده ام و الان هم روزی ۷ تا ۱۰ ساعت در باشگاه هستم
یک روز که داخل ماشینم نشسته بودم و داشتم ویدئو میگرفتم گفتم کسی که روزی ۱۲ شات قهوه می خورد برود تریاک بکشد و دیگر قهوه نخورد
این ویدئو خیلی وایرال شد و بعد از آن بود که ایده ویدئوهایم عوض شد و الانم بیشتر ایده هایم بداهه گویی است
شغل اول
شغل اول من مربیگری است و هنوز هم بیشتر وقتم را برای مربیگری می گذارم ولی اگر پیجم بپرد خیلی ناراحت می شوم
اما درصد ناراحتی ام نسبت به کسانی که بیشتر به فضای مجازی وابسته اند کمتر است، تا حالا دوبار پیج من پریده است
دلتنگی برای پدر
نبود پدرم هنوزم برایم عادی نشده است، در تمام لحظه هایی که شاد هستم، در تمام روزهای خاص مثل تولدم یا تولدش یا عید نوروز همیشه با خودم می گویم که ای کاش پدرم هم بود و اگر بود خیلی شیرین میشد
بزرگترین حسرتی که دارم این است که پدرم را در شرایطی از دست دادم که دچار اعتیاد بودم و عذاب وجدان دارم که این اتفاق در آن شرایط افتاد، چون دوست داشتم این روزهای من را می دید
او حتی ورزشکار شدن من را هم ندید، دوست داشتم الان بود و من یک کارهایی برایش میکردم و این بزرگترین حسرت زندگی ام است
رابطه با مادر
رابطه من با مادرم خیلی عجیب و متفاوت است و سیستم ما طوری است که وقتی همدیگر را می بینیم بیشتر از ۳ جمله نمی توانیم با هم حرف بزنیم، چون قطعا بحثمان می شود
دوتایمان لجباز هستیم و همیشه حق با اوست ولی کافی است من ۳ روز مادرم را نبینم دیوانه می شوم چون مادرم همه زندگی ام است و با اختلاف اولویت زندگی ام است
احساس می کنم آرزوی های من در زندگی برآورده کردن آرزوهای مادرم است و چیزی دیگری برای من مهم نیست، من حتی هیچ ایده ای برای زندگی بعد از مادرم ندارم
عکس پدرام کاظمی و مادرش
صفر و صدم
من عجیب و غریب صفر و صد هستم، مثل خودم ندیده ام چون دو سه تا کار در زندگی ام انجام داده ام که ورود به آن اشتباه بزرگ بوده است و خروج از آن غیرممکن بوده است که من هم به آن ورود کردم و هم خروج کردم
سیگاری
برای ما دهه شصتی ها تا ابد احترام به پدر و مادر اولویت ماست و من اگر ۵۰ سالم هم شود جلوی مادرم سیگار نمی کشم
با اینکه می داند من سیگار می کشم و من هم میدانم او میداند اما میخواهم آن حس خوب و احترام بینمان حفظ شود
فعالیت خیریه
من همیشه دغدغه مند بودم و از حدود ۱۰ سال پیش برای مدرسه ای و مرکزهای خاص مبالغی جمع آوری می کنیم
مقطعی هم دنبال آزاد کردن اعدامی بودم که اشتباه کردم، اعدامی آزاد کردن اشتباه نیست اما مدلی که ما آزاد کردیم اشتباه بود چون یک مدلی در جامعه فرهنگ شده که خانواده مقتول می گوید مثلا من در ازای ۱۵ میلیارد رضایت می دهم و مقدار مشخصی برای دیه وجود ندارد و ما می آییم می گوییم مردم بیایید ۱۵ میلیارد جمع کنید تا طرف رضایت ده
به نظرم این فرهنگ زشتی است و بعضی ها این وسط شیطنت هم می کردند و من بعد از ۱۰، ۱۱ مورد فهمیدم اینکار اشتباه است و دیگر وارد آن نشدم، ما می توانیم با ۵ میلیارد ۵۰۰ بدهکار زندانی را آزاد کنیم
چهره های محبوب من
از بین خوانندگان از یک طرف خیلی سفت و سخت طرفدار حمید حامی، تیم بابک بیات، مانی، نیما مسیحا و علی زندوکیلی هستم و از طرفی هم شروین و مهدی یراحی را خیلی عجیب و غریب دوست دارم
در فوتبال طرفدار سرسخت استقلال هستم در مورد فوتبالیست ها هم وریا غفوری و علی دایی بهترین ها از نظر شخصیتی هستند
در این بین بهترین همه فوتبالیست ها در هر دوره ای مرحوم ناصر حجازی بود که غرور، شخصیت و مردمش را به هیچ چیزی نفروخت
ناگفته ها
- می گوید فکر می کنم من در فضای مجازی واینر هستم چون محتواهای طنز می سازم
- وقتی سوار هواپیما می شود به تمام عزیزانش اس ام اس می دهد
- سیگاری است
- اگر بخواهد ویدئویی طنز در مورد خودش بسازد در مورد صفر و صد بودنش و دائم مود عوض کردنش می سازد
- می گوید یکی از دلایلی که همه ویدئوهایم را داخل ماشین میگیرم چون پیش مادرم راحت نیستم چیزهای خنده دار بگویم
- مهدی داب، هومن ایرانمنش، عزیز محمدی، بلک فری و محمد ابی را بین بلاگرها دوست دارد
- بیشتر فالوورها را از تهران بین رنج سنی ۲۴ تا ۳۳ دارد
- ۱۳ سال است نوشابه نخورده و شاید در این مدت ۳ یا ۴ بار پیتزا خورده است











































