جهنم در طول تاریخ از مصر باستان تا یونان و از زرتشت تا اسلام
جهنم در طول تاریخ
اگر یک مفهوم باشد که انسان هزاران سال با آن زندگی کرده، از آن ترسیده، درباره اش خیال پردازی کرده و برای کنترل اخلاق از آن کمک گرفته، آن مفهوم «جهنم» است؛ «آتش»، «تاریکی»، «مجازات» و «حسرتی بی پایان»
اما نکته اینجاست: برای جایی که در طول تاریخ با چنین جزئیاتی توصیف شده، جهنم شناسنامه ندارد، هیچ فیلسوف باستانی بلند نشد بگوید: «خب دوستان، من همین الآن ایدهٔ مجازات ابدی را اختراع کردم!»
خیلی پیش تر از آنکه انسان ها دریاچه های آتش یا دیوهای شاخ دار را تصور کنند، فرهنگ های باستانی در حال شکل دادن به ایده ای از جایگاه «پس از مرگ» بودند
جالب اینجاست که ابتدا در این دنیای زیرین، تصویری از «عذاب ابدی» نبود، فقط جایی بود؛ تاریک، ساکت، عجیب، گاهی خسته کننده، گاهی هولناک اما نه برای شکنجه طراحی شده بود و نه برای مجازات
۱ – بین النهرین
جهان زیرین آنها «ایرکالا» نام داشت و زیر فرمان الهه اَرِشکیگال بود، نه خوب بود و نه بد
بر اساس روایت ها، ارواح انسان ها؛ خوب، بد، قهرمان، آزاردهنده به همان جا می رفتند، ارواح در جهانی سایه گون پرسه می زدند و گرد و خاک می خوردند، نه لذت، نه عذاب جهنمی، فقط نوعی خاموشی
۲ – مصر باستان
مصری ها معتقد بودند پس از مرگ، روح انسان سفری پر از آزمون را آغاز می کند، در پایان این مسیر، قلب فرد با «پر ماعت» سنجیده می شد اگر سربلند بیرون می آمد، وارد «کشتزارهای نی» می شد؛ جهانی سرشار از آرامش و اگر نه، روحش را «آمِمیت» موجودی ترکیبی و هراس انگیز می بلعید
۳ – یونان باستان
یونانی ها مدل پیچیده تری داشتند، «هادِس» نام دنیای زیرین بود نه جای عذاب که همه وارد آن می شدند
اما از چاهی عمیق به نام «تارتاروس» یاد می شد که برای زندانی کردن تیتان ها (موجوداتی باستانی) بود و بعدها کم کم به جایگاه مجازات گناهکاران تبدیل شد
تولد جهنم اخلاقی در دین زرتشت
اگر به دنبال اولین معماری هستیم که «بهشت و جهنم» را به معنای اخلاقی شکل داد، باید به زرتشتی گری نگاه کنیم
در این دین باستانی ایرانی، که زرتشت در حدود سال های ۱۵۰۰ تا ۱۰۰۰ پیش از میلاد بنیان گذاشت، مفهوم «دوگانه انگاری اخلاقی» معرفی شد؛ چیزی که بعدها بر ادیان ابراهیمی تأثیر گذاشت
در این باور، روح پس از مرگ از «پل چینوَد» عبور می کرد، اگر درست کار بود، پل پهن می شد و به بهشت می رسید اگر بد کرده بود، پل باریک یا وارونه می شد و فرد به «خانهٔ دروغ» فرو می افتاد
این یکی از نخستین نسخه های صریح «جهان پس از مرگ اخلاق محور» است
بسیاری از پژوهشگران معتقدند این اندیشه ها در دوران اسارت یهودیان در بابل به باورهای آنان راه یافت و پایه گذار تحولاتی در مسیحیت و اسلام شد
دیدگاه متون عبری درباره جهنم
بسیاری گمان می کنند جهنم همیشه بخشی از کتاب مقدس یهود بوده، اما این طور نیست
اسرائیلیان باستان به «شِئول» باور داشتند، جهانی سایه گون که همهٔ مردگان به آن وارد می شدند مانند جهان بین النهرینی این جهان نیز، جایی برای مجازات نبود فقط جهان زیرین بود؛ بدون شیطان و بدون آتش
در طول زمان، باور یهودیان تحت تأثیر اندیشه های ایرانی تغییر کرد و مفاهیمی مانند رستاخیز، داوری و پاداش یا پیامدهای اخلاقی وارد شد
با این حال، هنوز چیزی شبیه جهنمِ آتشینِ مسیحیت نبود؛ بیشتر شبیه عدالت الهی بود تا عذاب ابدی
جهنم در یهودیت معاصر، جهنم مکانی موقت برای پاک سازی روح است، نه عذاب ابدی
افرادی که اعمال گناه آلود و غیرتوبه پذیر انجام داده اند، برای مدت محدودی (حداکثر حدود ۱۲ ماه) در آن محاکمه و پاک می شوند و پس از تصفیه، امکان ورود به جهان آینده (Olam Haba) را دارند
فقط کسانی که شرارت و فساد کامل کرده اند ممکن است به طور دائمی از رحمت الهی محروم شوند
«جهنم» در اصل چه معنایی داشت؟
این بخش معمولاً غافلگیرکننده است، بخش بزرگی از تصویر امروزی جهنم در مسیحیت از یک درهٔ واقعی بیرون از اورشلیم آمده است: گِهِنّا یا «درهٔ هِنوم»
در زمان های بسیار کهن، این دره محل قربانی کردن کودکان بوده است، همین پیشینهٔ تاریک باعث شد بعدها نمادی از سقوط اخلاقی و داوری الهی شود
برخی روایت ها هم می گویند آنجا محل سوزاندن زباله بوده و دود دائمی اش استعارهٔ «آتش جاودان» را ایجاد کرده است
وقتی عیسی دربارهٔ «گهنه» هشدار می داد، مخاطبانش جای واقعی را در ذهن داشتند یک نماد اخلاقی، نه تصویری از شکنجهٔ ابدی، اما استعاره ها گاهی تبدیل به عقیدهٔ ثابت می شوند، مخصوصاً با گذر نسل ها
مسیحیت اولیه چه نگاهی به جهنم داشت؟
با شکل گیری مسیحیت، تصور جهنم نیرومندتر شد، جهان آن روز آمیخته ای از باورهای یهودی، فلسفهٔ یونانی و فرهنگ رومی بود که هرکدام تکه ای از این پازل را افزودند
متون اولیهٔ مسیحی مانند کتاب مکاشفه سرشار از تصاویر نمادین آتش، چاه، هیولا و داوری اند، این تصاویر در اصل قرار نبود گزارش واقعی باشند؛ بیشتر ابزار روایت و هشدار اخلاقی به شمار می رفتند
اما وقتی مسیحیت در میان اقوام گوناگون گسترش یافت، وجود تصویری روشن از پاداش و مجازات کمک می کرد هویت اخلاقی آنها شکل بگیرد و با گذر زمان، این تصویر از نماد به ساختاری کامل از مجازات کیهانی تبدیل شد
جهنم در مسیحیت معاصر: در مسیحیت، جهنم معمولاً به عنوان محل عذاب ابدی روح ها توصیف می شود، افرادی که با اراده خود ایمان به خدا ندارند، گناهکاران بی توبه یا کسانی که اعمال شرورانه و ناسازگار با شریعت الهی انجام داده اند، پس از مرگ به جهنم می روند
محاکمه آن ها در برخی شاخه ها (مثل کاتولیک) توسط خداوند در روز داوری نهایی انجام می شود و عذاب شامل جدایی از خدا، درد و رنج روحی یا آتش ابدی است
توصیف جهنم در اسلام
اسلام هم تصویر گسترده و پیچیده ای از جهان پس از مرگ ارائه می دهد که از اول تا حال دست نخورده باقی مانده است
در قرآن، «جهنم» جهانی با چندین مرتبهٔ عذاب است، روح انسان بر اساس اعمالش داوری می شود و جهنم با آتش، آب جوشان، بادهای سوزان و تاریکی توصیف شده اس
در برخی تفسیرها آمده که برخی ارواح پس از پاک سازی ممکن است از جهنم خارج شوند و تنها کسانی گرفتار عذاب همیشگی اند که به فساد عمیق رسیده باشند
اولین معرف جهنم در طول تاریخ
با مرور همهٔ این روایت ها، پاسخ روشن می شود: بین النهرینی ها نخستین دنیای زیرین ساختارمند را ایجاد کردند، مصری ها داوری اخلاقی پس از مرگ را معرفی کردند
یونانی ها جهان پس از مرگ را به مناطق مختلف و چاه مجازات تقسیم کردند و زرتشتیان اخلاق را به پیامدهای اخروی گره زدند و یهودیان اندیشهٔ داوری آتشین را وارد متون آخرالزمانی کردند
مسیحیان همهٔ این ها را در قالب نجات و مجازات ابدی کنار هم نشاندند و اروپای قرون وسطا جلوه های تصویری و ترسناک امروزین را ساخت
بنابراین، جهنم یک «اختراع» ناگهانی نبود؛ مفهومی بود که آرام آرام در هزاران سال شکل گرفت
سخن پایانی
هیچ فرهنگ واحدی مالک آن نیست، جهنمی که ما امروز می شناسیم در طول هزاران سال تاریخ از بین النهرین، مصر، ایران، یونان، یهودیت، مسیحیت، اسلام و اروپا شکل پیدا کرده است
داستان ها تغییر کردند، اما هدف یکی ماند: اینکه بتوانیم زندگی، مرگ و چیزهایی را که در میان این دو ما را می ترساند، معنی کنیم


































