شعر و دوبیتی شهادت امام رضا علیه السلام با عکس
شعر و دوبیتی شهادت امام رضا
صیدم و با دیدن صیاد گفتم یا رضا
تا گره در کار من افتاد گفتم یا رضا
آرزوی دیدن کرب و بلا را داشتم
رفتم و در صحن گوهر شاد گفتم یا رضا
خوشا مشهد وَ شاه بی مثالش
خوشا آن صاحبِ ، صاحبْ کمالش
خوشا صحنِ پُر از جاه و جلالش
خوشا هر کس که روزی شد وصالش
شهادت امام رضا (ع) تسلیت باد
زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟
بی پناهم، خسته ام، تنها بدادم میرسی ؟
گر چه آهو نیستم اما پراز دلتنگی ام
ضامن چشمان آهوها به دادم میرسی ؟
هم جواد آمده بالین رضا هم زهرا
هم پسر سوخته هم مادر خونین جگرش
پیش مادر نبود طاقت برخاستنش
زیر بار غم و اندوه خمیده کمرش
دست ظلمی که زده بر رخ زهرا سیلی
پاره کرده ست کنون رشتۀ عمر پسرش
ای «وفائی» ز فلک پیک شهادت آمد
گشت تا گلشن سرسبز جنان همسفرش
آمدی در خاک ایران، خاک ایران سبز شد
از جنوب کشور من تا خراسان سبز شد
ردِّ پایت شد مسیر رودهای بی قرار
هر کجا که آمدی حتی بیابان سبز شد
چشم تو مرا روز ازل عاشق کرد
بر نوکری خانه ی تو لایق کرد
دیدم که کسی کنج حرم با گریه
آنقدر “رضا” گفت که آخر دق کرد
خواهم که دل مرا پر از نور کنی
نه اینکه مرا ز خانه ات دور کنی
من آمده ام کرب و بلا میخواهم
آیا چه شود کار مرا جور کنی ؟
از تو چه بعید است مرا رد بکنی
با این همه خوبی به دلم بد بکنی
ای هشت مقدس می شود از لطفت
تک نمره ی مردود مرا صد بکنی
غیر از تو ز دل، مهر همه را کندم
آهوی توأم که بسته ای در بندم
رد می شوم از شلوغی و می آیم
بر پنجره ات دخیل دل می بندم
یک دلم رو بسوی قبله ی هشتم دارد
یک دلم میل حریم حرم قم دارد
خواستم روضه بخوانم ز برادر، دل گفت
خواهرش وقت عزا حقّ تقدم دارد
این عبایی که کشیدی به سرت یعنی چه
این قد خم شده و مختصرت یعنی چه
کاخ مأمون چه به روز دل تو آورده
روی لب، لخته ی خون جگرت یعنی چه
با نام رضا به سینه ها گل بزنید
با اشک به بارگاه او پل بزنید
فرمود كه هر زمان گرفتار شدید
بر دامن ما دست توسل بزنید
از نفس های تو اندوه و غمت می ریزد
هر قدم، عمر تو پای قدمت می ریزد
هی نفس، سرفه، نفس، سرفه، نفس
وای چقدر
پاره پاره جگر از بازدمت می ریزد
حجره بسته است برادر، چه سرت می آید
چه کسی بر بدن محتضرت می آید
خواهرت نیست اگر، مانده برایت پسری
شکر حق، لحظه ی آخر پسرت می آید
خوش بحالت ! پسری مانده برایت، مولا
قوّت بال و پری مانده برایت، مولا
خوش بحال پسرت، هست سرت در بر او
خوش بحالت که سری مانده برایت مولا
مرغ دلم شور و نوا می کند
ذکر علی بن رضا می کند
می پرد و می رود از سینه ام
آه که عشق تو چها می کند
در صحن رضا، رضا رضا میگویم
از درد دل و عشق و شفا میگویم
گفتم که به آقا برسان حاجت دل
از یک سفر معنوی کرببلا میگویم
ای کاش حرم بودم و مهمان تو بودم
مهمان تو و سُفره ی احسان تو بودم
یک عمر گذشت و سر و سامان نگرفتم
ای کاش فقط بی سر و سامان تو بودم
تا چشم گشودم به دلم مهر تو افتاد
ای کربلا نرفته حرم را بهانه کن
دل را بیا به جاده مشهد روانه کن
یک گوشه ای ز صحن رضا آشیانه کن
پیش کریم نوکری عاشقانه کن
باید غبار صحن تو را توتیا کنند
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
هوهوی باد نیست که پیچیده در رواق
خیل ملائک اند، “رضا یا رضا” کنند
خوشا به حال هر آنکس که مبتلای رضاست
تمام دار و ندار من از دعای رضاست
صفای صحن و حیاط و رواق را عشق است
کنار پنجره فولاد، کربلای رضاست
با شوق زیارت تو راهی شده ام
درحوض عطوفت توماهی شده ام
ناواردم اما روی این گنبد زرد
شادم که منم کفترچاهی شده ام
کم کم مسافران سحر را خبر کنید
با ذکر یا حسین به مشهد سفر کنید
خود را میان صحن رضا دربه در کنید
شب تا اذان صبح به گنبد نظر کنید
مرغ دلم شور و نوا می کند
ذکر علی بن رضا می کند
می پرد و می رود از سینه ام
آه که عشق تو چه ها می کند
شکر خدا که از فقراییم تا ابد
از حاجیان کوی رضاییم تا ابد
پیش رضا کنار خداییم تا ابد
ماراهیان کرببلاییم تا ابد
قربون کبوترای حرمت امام رضا
قربون این همه لطف و کرمت امام رضا
آی کبوتر که نشستی روی گنبد طلا
هر کجا پر می کشی تو حرم امام رضا
زوار تو را زائر حج می بینیم
در طوف حرم کور و فلج می بینیم
صد حج قبول را به یک دور زدن
در مرقد ثامن الحجج می بینیم
سلطان جهانی و خراسان درگاه
جبریل بود کمین گدایت ای شاه
انگشت به لب فلک بگوید هر گاه
لا حول و لا قوت الا به الله
هر چند حال و روز زمین و زمان بد است
یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است
حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای
آنجا برای عشق شروعی مجدد است
هر بار که من یاد رضا می افتم
انگار در آغوش خدا می افتم
از داغ فراق گنبد و گلدسته
از خواب و خوراک و از غذا می افتم
در حین زیارت رضا شاه کرم
من یاد حسین و کربلا می افتم
انگور می دهند که قربانی ات کنند
لازم نکرده دعوت مهمانی ات کنند
صدها رواق در جگرت زهر باز کرد
می خواستند آینه بندانی ات کنند
شهادت امام رضا (ع) تسلیت
كی ام من بنده ی دربار سلطان خراسانم
تعجب نیست در این بندگی خوانند سلطانم
نهادم از سعادت دست در دامن مولایی
كه تاج سلطنت در كوی او ریزد زدامانم
ندارم باك از محشر، ندارم باك از میزان
كه كامل با تولای رضا گردیده ایمانم
آمد از راه و کشیده است عبا را به سرش
وای از سینۀ سوزان و دل شعله ورش
همچو شمعی که بسوزد ز شرر آب شود
آب کرد آتش آن زهر ز پا تا به سرش
پر اشک است دو چشم تر تو
شده وقت نفس آخر تو
در دل حجره زمین افتاده
به روی خاک چرا پیکر تو
بیمارم و پای تا به سر دردم من
از بهر شفا سوی تو رو کردم من
مولا تو مرا شفا دهی یا ندهی
از مقصد خویش بر نمی گردم من
جز به دیدار حریمت دگرم مرهم نیست
هیچ کس غیر شما بر دل من محرم نیست
شهر جدت که مرا راه ندادند اما
بپذیرم؛ به خدا حج فقیران کم نیست
نیلی ترین رنگ ها بر پیکرش بود
معلوم بود امروز روز آخرش بود
معلوم بود آقای ما را زهر دادند
وقتی که می آمد عبایش بر سرش بود
دل گشته مقیم حرمِ شاه خراسان
چون خاک به زیر قدم شاه خراسان
شاید که خدا خواست نصیب دل ما شد
در روز جزا هم کرمِ شاه خراسان
کسی قدم به حرم بی مدد نخواهد زد
دم از صفات رضا بی احد نخواهد زد
گدای کوی رضا شو که این امام رئوف
به سینه احدی دست رد نخواهد زد
من دست خالی آمدم ، دست من و دامان تو
سرتا به پا درد و غمم، درد من و درمان تو
تو هر چه خوبی من بدم ، بیهوده بر هر در زدم
آخر به این در آمدم ،باشم کنار خوان تو
السّلام ای هشتمین مِهر ولایت
السّلام ای بَحر اَلطاف و عنایت
ای فروغ آفتابِ رحمتِ حق
ای مسیرَت بر همه راهِ هدایت
کاشکی همچون کبوتر میزدم پر در هوایت
یاکه بودم چون غباری بر ضریح با صفایت
کاشکی بودم غلامی از غلامان حریمت
خاک میگشتم بپای سائل صحن وسرایت
بر در دوست به اميد پناه آمدهايم
همره خيل غم و حسرت و آه آمدهايم
چون نديديم پناهى به همه مُلک جهان
لاجرم سوى رضا بهر پناه آمده ايم
هر چه بركت به اين زمين واصل شد
با یمن قدم رنجه تان حاصل شد
از مرحمت نماز باران شماست
معصومه كه در كوير قم نازل شد
عجیب نیست که در سینه غصّه مهمان است
شب فراق شده؛ حرف حرف هجران است
به چشمهمزدنی این دو ماه هم رفت و
بهار گریه هم امشب رو به پایان است
به این فراق بگرییم و یا به دوری ِتو
بگو چه کار کنم درد و غم فراوان است
شهادت امام هشتم تسلیت باد
افتاده ای بر روی خاک و پر نداری
جز دیده ی تر مونسی دیگر نداری
آنقدر غربت می چکد از جسمت آقا
ناخواسته می گویمت مادر نداری
شهادت امام رضا (علیه السلام) تسلیت باد
عبا کشیده به سر غربتی نهان دارد
نگاه زار به این حالش آسمان دارد
به یک قدم نرسیده دوباره می افتد
مشخص است تنی زار و ناتوان دارد
به سوز زهر پذیرایی از غریبی شد
چه یادگاری تلخی ز میزبان دارد
شهادت امام رضا (ع) تسلیت







































